قطب الدين الراوندي

318

سؤال و جواب فقهى ( فارسي )

اتصاف به اوصاف ملكات ملكيه و اصناف كمالات بشريه در فطرت ثانيه ، به اين درجه عاليه مخصوص باشد ، چنان كه مذهب شيعه است . و منكر اين حقيقت ، در نظر صاحب نظران ، از دايرهء بصيرت عقلى خارج و از حوزهء استقامت حليت فطرت انسانى بيرون مىماند : « وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ » « 1 » . باب دوم : آداب الاستنجاء [ 86 ] أساس : « استنجاء » به حسب لغت استفعال است ، يا از « نجوه » - به فتح نون و اسكان جيم - به معنى زمين مرتفع ، يا از « نجو » به معنى قطع و ازاله ، و يا به معنى كشط « 2 » و كشف ، در اصطلاح فقه عبارت است از ازالهء خبيثيّت بول و براز از مخرجين به طريق مقرر شرعى و براز « 3 » - به فتح باء موحّده - كنايت است از نجو - به فتح نون و اسكان جيم - و آن غايط است . و استنجاء از بول به آب مطلق طاهر واجب و متعيّن است ، و به هيچ چيز ديگر جايز نيست و به غير از آب چيزى ازالهء خبث بول نمىكند ؛ به نصّ سيّد المرسلين و اوصياء معصومين - صلّى اللّه عليه و عليهم اجمعين - و اجماع مجتهدين فرقهء ناجيهء امامية - رضوان اللّه تعالى عليهم - .

--> ( 1 ) . سوره نور ، آيهء 40 . ( 2 ) . كشط : تراشيدن ( 3 ) . در حاشيه آمده است : « حق آن است كه براز - به فتح - كنايت است از غايط ، و براز - به كسر - مصدر است ، به معنى حرب و مبارزه چنانچه ابن اثير در جامع الأصول و نهايه و مطرزى در مغرب و علامه زمخشرى در فائق و اساس البلاغة ذكر كرده‌اند ، و آنچه را جوهرى در صحاح گفته : به كسر عبارت از غايط است ، صحيح نيست و من بر آن اعتماد ندارم » ( منه رحمه اللّه تعالى ) .