قطب الدين الراوندي

151

سؤال و جواب فقهى ( فارسي )

موصى له مىدهيم ، آنگاه باقيمانده را ميان پنج نفر تقسيم مىكنيم . اگر شخصى وصيت كند كه به فلانى نصيب برخى از ورثه را جز سهمى از مال بدهيد « 1 » [ / پس از كم كردن فلان سهم معين مال ، از نصيب وارث معين ، باقيمانده را به موصى له بدهيد ] ؛ به وارثى كه به مثل نصيب او وصيّت شده ، آن سهمى كه استثنا شده ، از مخرج سهم مستثنا ، پرداخت مىشود ؛ البته اين در صورتى است كه وارثى كه به مثل نصيب او وصيت شده يك نفر باشد . و اگر بيش از يك نفر باشد به آنها سهام استثنا شده ، از مخرج جميع آن سهام در حالى كه بر آنها تقسيم مىشود ، داده مىشود . آنگاه به همان نسبت به ديگر وارثان ازهمان مخرج پرداخت مىشود . اگر مخرج را فرا گيرد [ و چيزى باقى نماند ] وصيّت باطل و بى اثر خواهدبود . و اگر چيزى باقى بماند [ وصيت صحيح خواهد بود و ] باقيمانده را برسهام وارثان و موصى له يا موصى لهم تقسيم مىكنيم [ و اين دومين مرتبه‌اى است كه به وارثان ارث پرداخت مىشود ] ؛ آنچه به موصى له مىرسد همان مقدار سهمش خواهد بود اگر يكى باشد . و اگر بيش از يك نفر باشد همان مقدار ، سهم همگى خواهد بود و سهم هريك از وارثان آن است كه در هر دو مرتبه به وى رسيده است و مجموع ، اصل مال خواهد بود وشناخت تفصيلى سهام هريك از موصى لهم ، روشن است « 2 » .

--> ( 1 ) . يعنى از نصيب فلان وارث [ مثلاً آنچه به يكى از پسرانم مىرسد ] ، فلان سهم از مال را كم كنيد [ مثلاً يك ششم از اموال را از سهم يكى از پسرانم كه مثلاً 4 است كم كنيد ] وباقيمانده را به موصى له بدهيد . ( 2 ) . پس كلاً چهار صورت تصوّر مىشود : يا وارثى كه به مثل نصيب وى وصيت شده يك نفر است يا متعدداست . درهر صورت يا پس از دادن سهم استثنا شده ، به هريك از وارثان ، مال تمام مىشود و به موصى له چيزى نمىرسد يا مال تمام نمىشود و باقيمانده دارد ؛ مثال نخست مربوط به وحدت وارثى كه به مثل نصيب وى شده به هر دو صورتش . و مثال دوم مربوط است به تعدد وارثى كه به مثل نصيب وى وصيت شده به هر دو صورتش .