علي انصاريان
48
الدليل على موضوعات نهج البلاغة
همه اش حديث است ولى روش آنها موضوعى نمودن احاديثى است كه از رسول اكرم ( ص ) و ائمه اطهار عليهم السلام رسيده است . ( 1 ) مثلا اگر كتاب « مجموعه ورام » تأليف أبو الحسين ورام بن أبي فراس المالكي الاشترى را نگاه كنيد در آن مجموعه احاديثى ديده مىشود بدون در نظر گرفتن ابواب و موضوعات . و ليكن اصول و فروع كافى خود به ترتيب خاص موضوعى شده كه از باب و موضوع عقل و علم ، و جهل و بعد توحيد و بعد رهبرى اسلامى ( امامت ) و سپس ايمان و كفر و موضوعات متنوع آن گرفته شده تا به فروع مى رسيم كه طبق كتب فقهى موضوع بندى شده است . و بقيه كتب اربعه نيز همچنين ( 2 ) و گاهى موضوعى كردن يك علم مطرح است يا اينكه احاديثى كه در اين علم وارد شده مورد نظر مؤلف و مبتكر بوده ، چون كتاب عظيم « وسائل الشيعة » تأليف شيح حر عاملى ( ره ) كه اين كتاب حال در 20 مجلد منتشر شده . طرز كار شيخ حر عاملى اين است كه احاديث پيامبر اسلام ( ص ) و ائمه اطهار ( ع ) را طبق ابواب متنوع فقهى فقط و گاهى هم مطالب اخلاقى را ( 3 ) موضوع بندى نموده كه از كتاب طهارت شروع و به كتاب قصاص و ديات ختم مىشود كه در هر بابى و موضوعى موضوعات مختلف عنوان شده است . يا مىتوانيم سمبل و كار بزرگ و عظيم ديگرى را عرضه كنيم مانند كتاب علمى و فنى صد در صد « بحار
--> ( 1 ) البتة همت و هدف اصلى مؤلفين در اين قسمت معرفى فرهنگ اصيل شيعه و احاديث نسبتا مستند مىباشد كه اين بحث خود يكى از علمى ترين مسائلى است كه در مورد اين كتب بايد عنوان شود . ( 2 ) سه كتاب بعدى عبارتند از : تهذيب و استبصار از شيخ طوسى من لا يحضره الفقيه از شيخ صدوق كه خصوصيات اصول و فروع كافى را ندارند بلكه جنبهء فقهى در آنها خيلى لحاظ شده است . ( 3 ) در مورد كتاب امر بمعروف و نهى از منكر و جهاد اين گونه مطالب زياد به چشم مىخورد .