الشيخ المنتظري
79
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
« و صاحب لى بطنه كالها وية * كانّ فى احشائه معاوية » ( 1 ) يعنى من يك دوست و يارى دارم شكمش همانند بيابان است و مثل اين است كه در شكم آن دوستم معاويه جا داده شده است ! شاعر فارسى زبان نيز در وصف شكم كسى مىگويد : از دور بديدم شكمى مىآيد * بعد از دو سه روز صاحبش پيدا شد « يأكل ما يجد » هرچه پيدا كند مىخورد ، « و يطلب ما لايجد » و اگر چيزى براى خوردن به دستش نيايد از ديگران طلب چيزهاى خوردنى مىكند . « فاقتلوه » پس او را بكشيد . حضرت در اين جمله شخص مورد نظر را كه بنا به نقل ابن ابى الحديد معاويه است ، مهدورالدّم و قتل او را واجب فرموده اند . كتاب صفّين حديثى را از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) نقل كرده كه حضرت فرموده اند : « اذا رأيتم معاوية بن ابى سفيان يخطب على منبرى فاضربوا عنقه » و در نقل ديگرى فرموده اند : « اذا رأيتم معاوية يخطب على منبرى فاقتلوه » قال ابوسعيد الخدرى « فلم نفعل و لم نفلح » يعنى وقتى مشاهده كرديد كه معاويه بر منبر من نشسته و خطبه مىخواند او را بكشيد ، بعد ابى سعيد خدرى اضافه مىكند كه ما او را نكشتيم و از اين رو رستگار هم نشديم و بايد همان اوّل او را اعدام مىكرديم . ( 2 ) پس هم رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) و هم حضرت على ( عليه السلام ) معاويه را مهدورالدّم اعلام فرموده بودند ، ولى متأسفانه بعضى از عامّه به جاى جمله « فاقتلوه » جمله « فاقبلوه » آورده و بعد از آن هم يك جمله « فانّه امين مأمون » به آن اضافه كرده اند ; يعنى وقتى مشاهده كرديد كه معاويه بر منبر نشسته و خطبه مىخواند او را قبول كنيد زيرا كه او امين و مورد اطمينان است ، و با اين كار حديث را تحريف نموده اند .
--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 4 ، ص 55 2 - كتاب صفين ، ص 216