الشيخ المنتظري
74
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
فرجام اهمال كارى « وَلَعَمْرِى لَوْ كُنَّا نَأْتِى مَا اَتَيْتُمْ مَا قَامَ لِلدِّينِ عَمُودٌ ، وَلاَاخْضَرَّ لِلاِْيمَانِ عُودٌ ، وَاَيْمُ اللهِ لَتَحْتَلِبُنَّهَا دَماً ، وَلَتُتْبِعُنَّهَا نَدَماً » ( و به جانم سوگند اگر رفتار ما هم مانند رفتار شما بود پايه هاى دين برقرار نمىشد ، و شاخه درخت ايمان سبز نمىگشت ، و به خدا سوگند شما از اين رفتار خون مىدوشيد ، و در پى آن پشيمان خواهيد شد . ) « لَعَمْرِى » اسم قسم است ; يعنى به جان خودم سوگند . « لو كنّا نأتى ما اتيتم » يعنى اگر ما هم همانند شما عمل مىكرديم ; اصحاب حضرت اهمال كارى مىكردند ، حضرت به آنها طعن مىزند كه اگر ما اهمال كارى شما را در صدر اسلام داشتيم « ما قام للدّين عمود » براى دين هيچ پايه و ستونى به جا نمىايستاد . اينجا حضرت اسلام را به ساختمانى تشبيه فرموده كه اگر ستون نداشته باشد ساختمان نيست . « و لا اخضرّ للايمان عود » ، « عود » به معناى چوب است و اينجا مقصود شاخه سبز است ; يعنى اگر ما هم در صدر اسلام در آن بحرانها مىخواستيم مثل شما هنگام جنگ امروز و فردا كنيم هيچ شاخه سبزى براى ايمان حاصل نمىشد ، اگر مىبينيد امروزه دين استقرار يافته و همچون ساختمانى برپا و چون درختى سبز و خرّم است ، اثر آن همه تلاشهاى پيگير فداكاران صدر اسلام است . « و ايم الله لتحتلبنّها دماً » ، « تحتلبنّها » از مادّه « حَلْب » به معناى دوشيدن است كه با نون تأكيد ثقيله آمده و به اين معناست كه : به خدا سوگند با اين روشى كه داريد حتماً از اين كارهايتان به جاى شير خون مىدوشيد ; چون نتيجه اهمال كارى ننگ و بدبختى است . « و لتتبعنّها ندماً » ، « تتبعنّ » از مادّه « تبع » به معناى تبعيّت است ، يعنى به يقين ثمره آن اهمال كاريها ندامت و پشيمانى است . والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته