الشيخ المنتظري
71
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
شهيد شده و اين در حقيقت يك شكست بزرگى براى حضرت بود ، زياد بن ابيه ( 1 ) را كه آن وقت از شيعيان على ( عليه السلام ) بود به جاى خود گذاشت تا به كوفه رفته هم حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) را تسليت دهد و از وى دلجويى كند و هم درباره اوضاع با هم مشورت كنند ; چون ابن عبّاس و مالك اشتر دوتا از مشاورين مهمّ حضرت امير ( عليه السلام ) بودند . وقتى ابن عبّاس به قصد كوفه از بصره خارج شد يكى از مردم بصره كه از شيعيان عثمان بود نامه اى به معاويه نوشت به اين مضمون : عثمان در بصره شيعيان زيادى دارد و اگر تو كسى را بفرستى همه مردم از او پيروى مىكنند و تو مىتوانى بصره را فتح كنى ; معاويه هم عبدالله بن عامر حضرمى را فرستاد ، او در بصره تبليغاتى كرد و عدّه اى را دور خود جمع كرد ، زياد بن ابيه نامه اى به عبداللّه بن عبّاس نوشت كه چنين است و چنان ، او هم با حضرت امير ( عليه السلام ) در ميان گذاشت ، حضرت امير ( عليه السلام ) هم جارية بن قدامة را به پيشنهاد زياد بن ابيه با يك عدّه اى فرستاد و با هم به ابن حضرمى حمله كردند و طبق نقلى كه شده اصحاب ابن حضرمى را در خانه اى محاصره كرده و خانه را به آتش كشيدند و آنها را نابود كردند ، حضرت اين خطبه را در ارتباط با بسيج مردم عليه ابن حضرمى ايراد فرمود و با كلمات همين خطبه مردم را تحريك نمود . يادى از جهاد ياران رسول اللّه ( صلى الله عليه وآله و سلم ) « وَلَقَدْ كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللهِ ( صلى الله عليه وآله و سلم ) نَقْتُلُ آبَاءَنَا وَاَبْنَاءَنَا وَاِخْوَانَنَا وَاَعْمَامَنَا ، مَا يَزِيدُنَا ذَلِكَ اِلاَّ اِيمَاناً وَتَسْلِيماً وَمُضِيّاً عَلَى اللَّقَمِ ، و صَبْراً عَلَى مَضَضِ الاَْلَمِ ، وَجِدّاً فِى جِهَادِ الْعَدُوِّ » ( و به تحقيق ما با رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) بوديم در حالى كه پدران و فرزندان و برادران و عموهايمان را در جنگ مىكشتيم ، و با اين رفتار بر ايمان و اطاعت خود مىافزوديم ، اين كار ثبات قدم ما را زيادتر ، و شكيبايى و سعى و كوشش ما را در جنگ با دشمن بيشتر مىكرد . )
--> 1 - شرح حال زياد بن ابيه در شرح نامه چهل و چهارم آمده است .