الشيخ المنتظري
645
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
« و غمرهم فضله » يعنى و تفضّل او همه بندگان را فرا گرفته است ، « مع تقصيرهم عن كنه ما هو اهله » با اين كه مردم در شناسايى و عبادت او كوتاهى مىكنند ، باز هم خدا تفضّل و جود و كرم خود را شامل همه آنها مىگرداند . اين كه مردم در عبادت و اطاعت از خدا كوتاهى مىكنند ، علّتش كوتاهى در اصل توحيد و شناخت خداست ، اگر در شناخت خدا كوتاهى نكنند و آن طور كه بايد او را بشناسند ، طبعاً در عبادت او هم كوتاهى نمىكنند و حقّ عبادت او را انجام مىدهند . اشاره اى به صفات نيك و كمالات نامحدود خداوند « اَللَّهُمَّ اَنْتَ اَهْلُ الْوَصْفِ الْجَمِيلِ ، وَالتَّعْدادِ الْكَثِيرِ ، اِنْ تُؤَمَّلْ فَخَيْرُ مُؤَمَّل ، وَاِنْ تُرْجَ فَاَكْرَمُ مَرْجُوٍّ » ( خدايا تو سزاوار صفات نيك و كمالات بسيارى ، اگر به تو آرزومنديم پس تو بهترين آرزو شدگان هستى ، و اگر به تو اميدواريم پس تو بهترين كسى هستى كه بايد به او اميدوار بود . ) « وصف » به معناى توصيف است ، « الوصف الجميل » يعنى صفات نيك . « اللّهمّ انت اهل الوصف الجميل » خدايا تو تنها كسى هستى كه سزاوار صفات خوبى و ديگران هرچه خوبى و زيبايى دارند از تو است و از خود چيزى ندارند . « و التّعداد الكثير » ; « تعداد » را برخى گفته اند در اصل « تعديد » مصدر باب تفعيل بوده « ياء » آن را به « الف » قلب كرده اند « تعداد » شده و به معناى شماره كردن است . يعنى تو اهل شماره بسيارى ، هم صفات تو بسيار و هم مخلوقات تو زياد و هم نعمت هايت بى پايان است . « اِن تؤمّل فخير مؤمّل » ; « تؤمّل » از « امل » به معناى آرزو است . يعنى اگر تو مورد آرزو واقع شوى بهترين آرزو شده ها هستى ، به عبارت بهتر تو بهترين كسى هستى كه بايد مورد توجّه و آرزو واقع شوى ; اگر امر داير شود كه آرزوى انسان رسيدن به مال و مقام دنيا باشد يا رسيدنِ به خدا ، طبيعى است كه آرزوى رسيدن به خدا سزاوارتر است ، براى اين كه مال و مقام دنيا زايل شدنى و از بين رفتنى است . « و ان ترج فأكرم مرجوّ » ; « ترج » و « مرجوّ » از مادّه « رجاء » به معناى اميدوارى