الشيخ المنتظري

631

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

« و منقمع الوحوش من غيران الجبال و اوديتها » ; « منقمع » از مادّه « قَمَعَ » در باب انفعال است و از باب تفعّل ( مُتَقَمَّع ) نيز آمده ( 1 ) و هر دو به معناى مخفيگاه حيوانات درنده از قبيل گرگ و شير است ; « منقمع الوحوش » يعنى مخفيگاه حيوانات وحشى درنده . « غيران » جمع « غار » ، و « من غيران الجبال » بيان « منقمع الوحوش » است . پناهگاه درندگان در غارهاى كوهها و گوشه و كنار درّه ها و رودخانه هاست ; يك وقت زمستان است كه وحوش در غارها هستند ، امّا وقتى هوا ملايم يا گرم است آنها از غارها به گوشه و كنار درّه ها و رودخانه ها پناه مىبرند . به هرحال معناى جمله اين است كه خداوند آگاه به اسرار است كه از جمله اسرار پناهگاههاى حيوانات درنده است كه اين پناهگاهها در غارهاى كوهها و گوشه و كنار درّه ها و رودخانه هاست . « و مختبأ البعوض بين سوق الاشجار و اَلحيتها » ; « مختبأ از « خبأ » به معناى مخفيگاه است . « مختبأ البعوض » يعنى مخفيگاه پشه . « سُوق » جمع « ساقة » است ، و « سُوق الاشجار » به معناى كُنده و ساقه درخت است . « اَلْحِية » جمع « لحاء » به معناى پوست درخت است . مىفرمايد : خداوند به اسرارى كه از جمله آن مخفى شدن پشه در ميان ساقه ها و زير پوستهاى درختهاست آگاه است . « وَمَغْرَزِ الاَْوْرَاقِ مِنَ الاَْفْنَانِ ، وَمَحَطِّ الاَْمْشَاجِ مِنْ مَسَارِبِ الاَْصْلابِ ، وَنَاشِئَةِ الْغُيُومِ وَمُتَلاحِمِهَا ، وَدُرُورِ قَطْرِ السَّحَابِ فِى مُتَرَاكِمِهَا » ( و خداوند آگاه است به جاى اتّصال برگها به شاخه ها ، و به رحم هايى كه نطفه هاى آميخته از صلبها خارج شده در آن قرار گرفته است ، و به ابرهاى برآمده و به هم پيوسته ، و به دانه هاى باران در تراكم ابرها . ) « مغرز الاوراق » يعنى محلّ فرو رفتن برگها . « افنان » به معناى شاخه هاست .

--> 1 - منهاج البراعة ، ج 7 ، ص 49 ; و شرح ابن ابى الحديد ، ج 7 ، ص 27