الشيخ المنتظري

594

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

« فهمد بعد نزقاته » ; « هَمَد » به معناى ساكن شدن است ، « خَمَد » هم به معناى خاموشى است ، پس « همود و خمود » تقريباً به يك معناست . « نزقات » به معناى جست و خيزهاى زياد است ; مىفرمايد : پس طوفانهاى آب بعد از آن همه جست و خيزهاى زياد خاموش و ساكت شد . « و لبد بعد زيفان وثباته » ; « لبد » يعنى ساكن شد و از حركت ايستاد . « زيفان » به معناى تبختر ، و « وثبات » جمع « وثبة » به معناى جست و خيز و حركات تند است ، كه حضرت با جملات و عبارات مختلف تعبير فرموده اند . خلاصه معناى جمله اين است كه آبها بعد از آن همه جست و خيز و سر و صداهاى متكبرانه از حركت افتاد و آرام شد . روان سازىِ چشمه ها در زمين « فَلَمَّا سَكَنَ هِياجُ الْمَاءِ مِنْ تَحْتِ اَكْنَافِها ، وَحَمَلَ شَواهِقَ الْجِبَالِ الشُّمَّخِ الْبُذَّخِ عَلَى اَكْتَافِهَا ، فَجَّرَ يَنابِيعَ الْعُيُونِ مِنْ عَرانِينِ اُنُوفِهَا » ( پس هنگامى كه هيجان آب در اطراف زمين آرام گرفت ، و خداوند سبحان كوههاى بلند و بزرگ را بر دوشهاى زمين حمل نمود ، چشمه هاى آب را از بالاى بينى هاى زمين شكافت و جارى ساخت . ) در نسخه نهج البلاغه ما « هياج الماء » ذكر شده ولى در نسخه فيض الاسلام و خوئى « هيجُ الماء » نقل شده است كه مقصود از آن هيجان و جوش و خروش آب است . « اكناف » جمع « كنف » به معناى طرف و اطراف است ; وقتى كه زمين در ميان آبها قرار گرفت ، در حقيقت آبها در اطراف زمين قرار گرفتند و قهراً دامنه وسعتى كه آب داشت كوچك شد و آب از حركت ايستاد . اين موضوع خيلى روشن است كه وقتى دامنه حركت آب وسعت داشته باشد آب موج بيشترى برمى دارد ، و به عكس هرچه دامنه وسعت آن كوچكتر باشد حركتش كمتر است ; مثلاً حركت و موج آب