الشيخ المنتظري
576
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
« هَمْس » به معناى صداى مخفى است ، « الجُؤار » تضرّع و زارى است . « و لاملكتهم الاشغال » يعنى اشتغال به كارهاى گوناگون آنها را مالك نشده است « فتنقطع بهمس الجؤار اليه اصواتهم » تا در اثر آن صداهاى بلند آنان قطع و به تضرّع پنهان تبديل شود . يعنى اگر ملائكه به كارهاى گوناگون اشتغال داشتند طبعاً صداى آنان به تضرّع و نياز كوتاه مىشد و از نداهاى آشكار باز مىماندند . مىخواهند بفرمايند : ذكر و عبادت ملائكه هميشگى است و آنها مثل انسانها نيستند كه كار زياد آنها را از ناله هاى آشكار باز دارد . « وَلَمْ تَخْتَلِفْ فِى مَقاوِمِ الطَّاعَةِ مَناكِبُهُمْ ، وَلَمْ يَثْنُوا اِلَى راحَةِ التَّقْصِيرِ فِى اَمْرِهِ رِقابَهُمْ » ( و در جاهايى كه براى اطاعت و بندگى ايستاده اند شانه هايشان از هم جدا نمىشود ، و راحتى نطلبيده اند تا گردن از زير بار فرمان حق تهى كرده و او را نافرمانى كنند . ) « و لم تختلف فى مقاوم الطّاعة مناكبهم » ; « لم تختلف » فعل منفى از مادّه « اختلاف » است . « مقاوم » جمع « مقام » اسم مكان و به معناى محلّ ايستادن است ، « مقاوم الطّاعة » به معناى جاهاى اطاعت است . « مناكب » جمع « منكب » به معناى شانه است . جمله بسيار زيبا و تشبيه جالبى است ; ما انسانها وقتى در محلّ عبادت در صفهاى جماعت مىايستيم هر كدام به يك نحوى مىايستيم كه در نتيجه صفهاى جماعت ناصاف و ناموزون است ; ولى اگر به صفهاى نظاميان در يك آرايش نظامى ارتش توجّه كنيد خواهيد ديد كه همه شانه ها ، سينه ها ، زانوها و پاشنه هاى پاهاى آنها يكنواخت است ، اين دو مجتمع ( صفوف نماز جماعت و صفوف نظاميان ) خيلى با هم فرق دارند . حضرت امير ( عليه السلام ) مىخواهند بفرمايند : آنها در محلّ عبادت آن چنان منظّم مىايستند كه شانه هايشان هيچ اختلافى با هم ندارد ، در پيشگاه خداوند جهان منظّم و خبردار مىايستند . « و لم يثنوا الى راحة التّقصير فى امره رقابهم » ; « لم يثنوا » فعل منفى از « ثنا يثنى » و « ثنا يثنو » به معناى « انحراف » است ; يعنى و گردنهاى خود را به سوى تقصير در