الشيخ المنتظري

529

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

جهان اختلال پيش مىآيد و شب و روز ، هفته و ماه و سال ، چهار فصل و . . . از بين مىروند . پس مقصود از اين كه خداوند به آنها دستور توقّف داده اين است كه براى هر كدام مدار حركتى را تعيين كرده و هر يك را در همان مدار قرار داده است و حركت آن را در مدار خود تنظيم فرموده است . هرچند بر حسب فرضيه جديد زمين دور خورشيد مىچرخد ، ولى خود خورشيد و ساير سيّارات نيز داراى يك نحو حركت مىباشند . در قرآن كريم مىخوانيم : ( و الشّمس تجرى لمستقرّ لها ) ( 1 ) و خورشيد جريان دارد به طرف قرارگاه خود . ظاهراً مىگويند خورشيد به طرف ستاره « هيركول » حركت مىكند . سير خورشيد و ماه در مدارهاى خاص و آثار آن « وَجَعَلَ شَمْسَهَا آيَةً مُبْصِرَةً لِنَهارِهَا ، وَقَمَرَهَا آيةً مَمْحُوَّةً مِنْ لَيْلِهَا » ( او خورشيد آسمان را نشانه روشنى بخش روز ، و ماه را نشانه نور تيره شب قرار داد . ) « مبصرة » از مادّه « ابصار » به معناى روشن كننده است ، خورشيد وسيله اِبصار و بينايى مردم در روز است . « ممحوّة » از مادّه « محو » و به معناى چيزى است كه از خودش نور ندارد ، ماه از خود نور ندارد و بايد در برابر خورشيد قرار گيرد تا نور بدهد ، پس ماه هم علامت شب است . خداوند خورشيد را علامت روز ، و ماهِ تاريك را علامت شب قرار داده است . معناى اين جملاتِ حضرت همين است كه بالاخره خداوند شب و روز را خلق فرموده ، امّا همين معنا را در قالب الفاظ و كلماتى بيان فرموده كه ابن ابى الحديدِ سنّى را به تحيّر واداشته و مىگويد : اگر همه فصيح هاى عرب جمع شوند نمىتوانند به اين زيبايى كه حضرت امير ( عليه السلام ) سخن گفته سخن بگويند .

--> 1 - سوره يس ، آيه 38