الشيخ المنتظري
524
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
البتّه در اين كه مقصود از ارتباط زوجها و جفتها چيست اقوال مختلفى است ; ( 1 ) بعضى گفته اند : مقصود تناسبى است كه بين موجودات آسمانى و زمينى وجود داشته و خداوند آنها را با هم مرتبط كرده است ، گرچه ما اين ارتباط را ندانيم ; منجّمين هم اين طور فرض مىكرده اند كه مثلاً وقتى ستاره سهيل فلان حالت را پيدا مىكند ، بر اثر آن ارتباطى كه با زمين دارد يك حادثه اى در زمين رخ مىدهد . قول ديگر در معناى زوج اين است كه : مثلاً وقتى خدا خواسته خورشيد را خلق كند ، آن ذرّاتى را كه تركيبشان موجب به وجود آمدن خورشيد است با هم ارتباط داده ; وقتى هم خواسته ماه را خلق كند ، آن ذرّاتى را كه تركيبشان موجب به وجود آمدن ماه مىشده با هم ارتباط داده و ماه را خلق كرده ; و همين طور ساير اجرام و كرات آسمانى به همين ترتيب خلق شده اند . قول سوّم اين است كه گفته اند : مقصود از ازواج « نفوس » است ; اينها چون به نفوس فلكى قائل بوده اند ، كلمه « ازواجها » در كلام حضرت امير ( عليه السلام ) را هم به همان نفوس فلكى تعبير و تفسير كرده اند . در كتاب مهاباد كه قديمى ترين كتاب زرتشتى هاست آمده : خداوند نُه سپهر خلق فرموده و هر سپهرى داراى خِرد و روانى است ; يعنى هر فلكى داراى عقل و جان است . قول چهارم اين است كه : اگر شما معتقد به نفوس فلكى هم نشويد امّا ملائكة اللّهى در عالم بالا هستند كه تدبير امور مىكنند . به هرحال معناى كلام حضرت كه فرموده : « و وشّج بينها و بين ازواجها » اين است كه خداوند بين آن موجودات آسمانى و بين آن چيزهايى كه با آنها جفت و جور در مىآمد ارتباط برقرار كرده و آنها را به هم مربوط فرموده است .
--> 1 - رجوع شود به منهاج البراعة ، ج 6 ، ص 348 ; و ج 2 ، ص 3 به بعد