الشيخ المنتظري

517

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

جمعى انسان ، جمعى گاو و گوسفند و شتر ، و جمعى اشياء ديگر شده اند . فرموده اند : « و فرّقها اجناساً مختلفات » خداوند موجودات را جدا جدا كرده و آنها را اشياء مختلف آفريده است « فى الحدود و الاقدار » داراى حدود و مقدارهاى مختلف و معيّن . « حدود » جمع « حدّ » ، و « اقدار » جمع « قدر » به معناى اندازه است . « و الغرائز و الهيئات » ; « غرائز » جمع « غريزة » به معناى طبيعت است ، « هيئات » جمع « هيئت » به معناى شكل است ; يعنى خداوند موجودات جهان را در طبيعت هاى مختلف و اندازه ها و شكلهاى متفاوت آفريده است ; يك عدّه تندطبع و عدّه اى ملايم ، يك عدّه بلندقد و عدّه اى كوتاه هستند . خلاصه مىخواهد بگويد : خداوند موجودات جهان را مختلف و متفاوت آفريده و ما آنها را از همين جهتِ مختلف بودن مىشناسيم . « بَدايا خَلاَئِقَ اَحْكَمَ صُنْعَهَا ، وَفَطَرَهَا عَلى مَا اَرَادَ وَابْتَدَعَهَا » ( مخلوقات شگفت آورى كه خلقت آنها را محكم و استوار گردانيد ، و برطبق اراده و خواست خود ايجاد و اختراع نمود . ) « بدايا » جمع « بديّة » و در اصل « بديئة » بوده و به معناى « بديعة » است . « خلائق » جمع « خليقة » و به معناى مخلوقات است . « بدايا خلائق » از باب اضافه صفت به موصوف است ; يعنى مخلوقات بديع . مىفرمايد : « بدايا خلائق احكم صنعها » او خداوندى است كه مخلوقات شگفت آورى را كه صنعتش محكم و متقن است خلق فرموده بدون آن كه از جايى الگوبردارى كرده باشد . « و فطرها على ما اراد و ابتدعها » ; « فطر » به معناى « خلق » است ، « ابتدعها » يعنى آنها را ابداع و اختراع كرده است ; يعنى اينها را خداوند با اراده خودش بدون الگوبردارى از كارهاى قبلىِ خود و يا كارهاى ديگران خلق فرموده است . والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته