الشيخ المنتظري
506
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
حذف مىكرده و بر همين اساس هم نام كتاب خود را نهج البلاغة گذاشته است . اندازه گيرى و تدبير در خلقت موجودات « قَدَّرَ مَا خَلَقَ فَاَحْكَمَ تَقْدِيرَهُ ، وَدَبَّرَهُ فَاَلْطَفَ تَدْبِيرَهُ » ( خداوند متعال آنچه را آفريد محكم و استوار اندازه گيرى كرد و آن را به گونه اى دقيق تدبير نمود . ) « قدّر ما خلق » ; « تقدير » به معناى اندازه گيرى است ; مثلاً شما كه مىخواهيد خانه اى بسازيد ، لباسى بدوزيد ، اختراعى بكنيد و . . . قبل از شروع به كار ابتدا اندازه گيرى مىكنيد ، اوّل فكر مىكنيد اين خانه داراى چند اطاق و هر يك از اطاقهاى آن با چه اندازه و در كجاى خانه قرار بگيرد و . . . به طور خلاصه مىخواهد بفرمايد كارهاى خداوند از روى حساب است . پس آنچه را خلق كرده با تقدير و اندازه گيرى بوده و ماندن اشياء در اين دنيا حدّ معيّنى دارد . با اين فرق كه اندازه گيرى خدا غير از اندازه گيرى من و شماست . « فأحكم تقديره » ، اين جمله و جمله بعدى نسخه عبده با نسخه هاى ديگران فرق دارد ; عبده در اين جمله به جاى « فأحكم » ، « فألطف » و در جمله بعدى به جاى « فألطف » ، « فأحكم » نقل كرده است . معناى عبارت بر فرض نقل عبده اين است كه خداوند اين اندازه گيرى را لطيف و دقيق قرار داده است ، احتمال هم مىرود معنايش اين باشد كه خداوند مطابق لطف خود و برحسب مصلحت اشياء را خلق و بقاى آن را مقدّر فرموده است . امّا برفرض نسخه هاى ديگران معناى جمله اين است كه خداوند اندازه گيرى اشياء را محكم و استوار فرموده است . « و دبّره فألطف تدبيره » ; « تدبير » از مادّه « دبر » به معناى عقب چيز است ; اگر بگويند فلانى انسان مدبّرى است ، يعنى آدمى است كه عاقبت كار را مىسنجد و مآل انديش است . حالا در اينجا هم كه فرموده « و دبّره » يعنى خداوند چيزى را كه