الشيخ المنتظري
492
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
بِهِ مُحْكَمَاتُ آياتِكَ ، وَنَطَقَتْ عَنْهُ شَوَاهِدُ حُجَجِ بَيِّناتِكَ ، وَاَنَّكَ اَنْتَ اللَّهُ الَّذِى لَمْ تَتَنَاهَ فِى الْعُقُولِ فَتَكُونَ فِى مَهَبِّ فِكْرِهَا مُكَيَّفاً ، وَلاَ فِى رَوِيّاتِ خَواطِرِهَا فَتَكُونَ مَحْدُوداً مُصَرَّفاً » موضوع بحث درسهايى از نهج البلاغه و خطبه معروف به اشباح بود ; سخن حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) در قسمت اوّل اين خطبه در مورد معرفت خداوند عالم بود ; فراز آخرى كه در جلسه قبل خوانديم اين بود كه اگر اوهام براى رسيدن به نهايت قدرت او تكاپو كنند ، و اگر فكرهاى پاكِ از وساوس شيطانى به اعماق غيوب ملكوت او دست دراز كنند ، و اگر دلها براى رسيدن به كيفيّت صفات او شيفته و حيران شوند ، و اگر عقلها براى رسيدن به كنه ذات او كنجكاو شوند ، خداوند آن چنان قدرتمندى است كه همه اينها را از رسيدن به مقصود باز مىدارد و ناكام مىمانند . بنابراين هيچ كسى به كنه صفات و ذات خداوند نمىرسد . اينك به دنبال همان موضوع فرموده اند : اظهار عجز اوهام و عقول از معرفت كنه ذات خداوند « فَرَجَعَتْ اِذْ جُبِهَتْ مُعْتَرِفَةً بِاَنَّهُ لايُنَالُ بِجَوْرِ الاِْعْتِسَافِ كُنْهُ مَعْرِفَتِهِ » ( پس آنگاه كه از درك حقيقت ذات و صفات او ممنوع شدند برگشتند در حالتى كه اعتراف به ناتوانى از درك كنه معرفت او مىنمايند . ) « جُبِهَتْ » از مادّه « جبهة » به معناى پيشانى است ، « جبهت » در جايى گفته مىشود كه براى باز گرداندن از كارى به پيشانى طرف مىزنند و او را برمى گردانند . حال حضرت فرموده است : « فرجعت اذ جبهت » پس وقتى در پيشانى آنها زده شده از ادامه راه برگشته اند . اين جمله كنايه است ; براى اين كه خدا به پيشانى كسى