الشيخ المنتظري

485

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

« وَحَاوَلَ الْفِكْرُ الْمُبَرَّأُ مِنْ خَطَرَاتِ الْوَسَاوِسِ اَنْ يَقَعَ عَلَيْهِ فِى عَمِيقَاتِ غُيُوبِ مَلَكُوتِهِ » ( و اگر فكر و انديشه اى كه آلوده به وسوسه هاى شيطانى نگشته بخواهد او را در منتها درجه عوالم غيب به دست آورد . . . ) « حاول » به وسيله « واو » عطف است بر « ارتمت » ، بنابراين اصل جمله اين چنين است : « و هو القادر الّذى اذا حاول الفكر . . . » . « المُبَرَّأُ » اسم مفعول است از « برىّ » و به معناى پاك شده است . « الفكر المبرّأ من خطرات الوساوس » يعنى فكرى كه از خطرات وساوس شيطانى پاك شده است . « غيوب » جمع « غيب » ، و « ملكوت » به معناى عالم قدرت خداوند است . معناى جمله اين است كه : خداوند جهان آن چنان قدرتمندى است كه اگر فكرِ مبرّا از خطرات وساوس شيطانى بخواهد به عمق بزرگىِ سلطنت او دست يابد ، خداوند او را باز مىدارد و به نهايت آن نخواهد رسيد . « وَتَوَلَّهَتِ الْقُلُوبُ اِلَيْهِ لِتَجْرِىَ فِى كَيْفِيَّةِ صِفَاتِهِ » ( و اگر دلها حيران و شيفته او شوند تا كيفيّت و چگونگى صفاتش را بيابند . . . ) « تولّهت » از مادّه « وَلَهَ » به معناى « تَحَيَّرَ » است كه البتّه مقصود از آن در اين جمله « عشق » است ، اين فعل نيز مانند « حاول » به وسيله « واو » عطف بر « ارتمت » است و اصل جمله چنين است : « و هو القادر الّذى اذا تولّهت القلوب اليه . . . » يعنى خداوند جهان آن چنان قدرتمندى است كه هر اندازه دلها به او عشق پيدا كنند « لتجرى فى كيفيّة صفاته » تا كيفيّت و چگونگى صفات او را بيابند ، خداوند آنها را باز مىدارد و به درك آن نخواهند رسيد . سخن حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) در دو جمله قبل در ردّ ادراك كنه صفات خدا از راه قوّه واهمه كه مدرك جزئيّات و از راه قوّه عاقله كه مدرك كليّات است مىباشد ، و فهماند كه رسيدن به كنه صفات خداوند ميسّر نيست ; حالا ممكن است كسى بگويد : خدا را نمىشود از راه عقل و وهم درك كرد و قوّه توهّم و خيال يا قوّه فكر