الشيخ المنتظري

483

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

حضرت فرموده است : خداوند اين ترك تعمّق آنان را چون خارج از تكليف آنها بوده است ستوده ، و نام آن را رسوخ و استوارى نهاده است . عظمت خدا برتر از سنجش با عقل « فَاقْتَصِرْ عَلَى ذَلِكَ ، وَلاَتُقَدِّرْ عَظَمَةَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ عَلَى قَدْرِ عَقْلِكَ فَتَكُونَ مِنَ الْهَالِكِينَ » ( پس اى سائل در معرفت خدا به همين مقدار قناعت كن ، و عظمت پروردگار را با عقل خود اندازه گيرى نكن كه از هلاكت شوندگان خواهى بود . ) اين طور نيست كه انسان در شناخت عظمت خدا عقل خود را معيار قرار دهد ، زيرا كه عقل انسان قاصر است و كمترين مسائل غيبى را درك نمىكند ; پس بايد در شناخت عظمت خدا به كتاب و سنّت مراجعه كرد و بر همان مقدارى كه از كتاب و سنّت درك مىشود اكتفا نمود . از اين رو حضرت امير ( عليه السلام ) خطاب به سؤال كننده فرموده است : « فاقتصر على ذلك » بر همان كه گفتيم - كتاب و سنّت - اكتفا كن « و لا تقدّر عظمة اللّه سبحانه على قدر عقلك » و عظمت خداوند سبحان را با عقل خود اندازه گيرى نكن . خدا از هر عيب و نقص منزّه و پاك است ، و اين كه بخواهد با عقل ناقص بشر درك شود خود يك نقصى است كه خداوند از همين عيب هم منزّه و پاك است ; پس تو هم با عقل قاصر خود عظمت خداوند را اندازه گيرى نكن . مى گويند : مورچه چون خودش دو شاخك دارد - العياذ باللّه - خيال مىكند خدا هم دو شاخك دارد ; و آن چوپان هم خيال مىكند خدا دست و پا ، سر و صورت و گيسوان دارد ، تشنه و گرسنه مىشود ، و با انجام كارها خستگى بر او مستولى مىشود ، هنگامى كه خستگى بر او مستولى شد خوابش مىگيرد ، وقتى خوابيد خستگى از تنش بيرون مىرود ، و چون از خواب برخاست مانند يك انسان احتياج به خوردن چاى و شربتى دارد تا - العياذ باللّه - نُحوست خواب از سرش بپرد ، از اين رو در مناجات خود با خدا مىگويد :