الشيخ المنتظري

47

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

ذلّت يا جنگ ؟ مرحوم سيّد رضىّ مىگويد : « و من خطبة له ( عليه السلام ) لمّا غلب اصحاب معاوية اصحابه ( عليه السلام ) على شريعة الفرات بصفين و منعوهم الماء » ( از خطبه آن حضرت است هنگامى كه اصحاب معاويه بر اصحاب على ( عليه السلام ) بر شريعه فرات در صفّين غلبه كردند و آب را از آنها منع كردند . ) « قَدِ اسْتَطْعَمُوكُمُ الْقِتَالَ فَاَقِرُّوا عَلَى مَذَلَّة ، وَتَأْخِيرِ مَحَلَّة ، اَوْ رَوُّوا السُّيُوفَ مِنَ الدِّمَاءِ تُرْوَوْا مِنَ الْمَاءِ » ( لشكر معاويه با بستن آب جنگ مىطلبد ، پس شما يا بر ذلّت و پستى منزلت خود اقرار كنيد و يا شمشيرهاى خود را از خون سيراب كنيد تا از آب سيراب شويد . ) حضرت فرمودند : « قد استطعموكم القتال » لشكر معاويه از شما طلب مىكنند جنگ را ; يعنى اينها سرشان براى جنگ درد مىكند ، اينها دنبال جنگ هستند و بهانه شروع جنگ را مىگيرند . « استطعم العلم » يعنى طلب علم كرد ، « استطعم الحديث » يعنى طلب حديث كرد ، و « استطعم القتال » هم يعنى طلب جنگ كرد ; در حقيقت جنگ را به طعمه تشبيه كرده اند از اين جهت كه طالب آن بودند و در ذائقه آنان شيرين بود . « فأقرّوا على مذلّة و تأخير محلّة » پس يا بر ذلّت و خوارى و پستى منزلت خود اقرار و اعتراف كنيد ; اينها با اين كارشان و با اين كه آب را به روى شما بسته اند جنگ طلبى مىكنند ، شما هم بايد يكى از دو كار را بكنيد : يا از جنگ با آنها بترسيد كه در اين صورت بر ذلّت و خوارى خود اعتراف كرده ايد ، « او روّوا السّيوف من الدّماء » و يا اين كه از جنگ نمىترسيد و با اينها جنگ مىكنيد ، كه اگر جنگ كرديد و شمشيرهاى خودتان را با خون اينها سيراب كرديد « ترووا من الماء » آن وقت