الشيخ المنتظري
455
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
آثار عبوديّت « وَمَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْهِ كَفَاهُ ، وَمَنْ سَأَلَهُ اَعْطَاهُ ، وَمَنْ اَقْرَضَهُ قَضَاهُ ، وَمَنْ شَكَرَهُ جَزَاهُ » ( كسى كه توكّلش بر خداست خدا كفايتش مىكند ، و كسى كه از او سؤال كند خدا به او عطا مىكند ، و كسى كه به خدا قرض دهد خدا قرض او را ادا مىكند ، و كسى كه شكر خدا كند خدا به او پاداش مىدهد . ) « و من توكّل عليه كفاه » ، توكّل و وابستگى انسان بايد به خدا باشد ، در آيه شريفه آمده است : ( و من يتوكّل على الله فهو حسبه انّ الله بالغ امره قد جعل الله لكلّ شىء قدراً ) ( 1 ) و هر كس بر خدا توكّل كند خدا امر او را كفايت مىكند ، خدا امرش نافذ و روان است و براى هر چيزى قدر و اندازه اى مقرّر داشته است . « و من سأله اعطاه » و هر كسى از خدا سؤال كند و از خدا بخواهد ، خدا خواسته او را مىدهد ; در قرآن شريف هم آمده است : ( و قال ربّكم ادعونى استجب لكم ) ( 2 ) خدا فرموده است مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم . البتّه استجابت دعا شرايط دارد . « و من اقرضه قضاه » هر كس به خدا قرض دهد خدا قرض او را ادا مىكند . اصل لغت « قرض » به معناى قطع است ، « مقراض » از همين مادّه به معناى آلت چيدن و قطع كردن است ، « قرض » معمولا در مال است و وقتى انسان مالى را قرض مىدهد مثل اين است كه آن را از خود قطع و جدا كرده باشد ; حالا اگر شما يك چيزى را به خدا قرض داديد آن را از خود قطع كرده و از استفاده دنيايى آن گذشته ايد و خداوند هم قرض شما را پس مىدهد ، البتّه پس دادن اين قرض ممكن است در دنيا و
--> 1 - سوره طلاق ، آيه 3 2 - سوره غافر ، آيه 60