الشيخ المنتظري

436

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

هدايت به محل نور تشبيه شده اند ; مىفرمايد : در آن زمان كه حدود ششصد سال بود همه عوامل هدايت پوسيده و نابود شده بود ، « و ظهرت اعلام الرّدى » و گذشته بر اين عوامل گمراهى و ضلالت ظاهر گشته بود ; « اعلام » جمع « علم » به معناى علامت است ، « الرّدى » به معناى هلاكت است ; يعنى صرف نظر از اين كه عوامل هدايت نابود شده و چيزى كه جامعه را به راه سعادت هدايت كند وجود نداشت ، عوامل گمراه كننده اى هم به وجود آمده بود و به انحراف جامعه كمك مىكرد . « فهى متجهّمة لاهلها » ، اين جمله به دو نحو نقل شده است : يكى همين « متجهّمة لاهلها » ( 1 ) است كه يعنى دنيا با چهره اى كريه به اهلش نگريسته ، ولى اگر « متهجّمة لاهلها » ( 2 ) باشد يعنى دنيا در حال هجوم به اهلش مىباشد ; به هر نحو كه خوانده شود كنايه از اين است كه دنيا در اين مدّت در حال جهالت و ناامنى و جنگ و خونريزى بوده است . « عابسة فى وجه طالبها » و خود را در روى كسى كه طالب اوست عبوس گرفته است ; يعنى مردم با خوشى و خوبى زندگى نمىكردند . گفته ام كه كلمات حضرت امير ( عليه السلام ) همه اش تشبيهات و كنايات است ، در اين دو جمله نيز حضرت امير ( عليه السلام ) دنيا را به يك انسان كريه المنظرى كه انسان مايل به نگاه كردن به او نيست تشبيه كرده است ، و دورنماى دنيا را در مدّت فترت به اين صورت مىنماياند . « ثَمَرُهَا الْفِتْنَةُ ، وَطَعَامُهَا الْجِيفَةُ ، وَشِعَارُهَا الْخَوْفُ ، وَدِثَارُهَا السَّيْفُ » ( ثمره اين دنيا فتنه و فساد ، و طعامش گوشت مردار ، و درونش خوف و ترس ، و بيرونش شمشير بود . )

--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 6 ، ص 387 ; و نهج البلاغه عبده ، ج 1 ، ص 156 2 - منهاج البراعة ، ج 6 ، ص 259