الشيخ المنتظري

43

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

مخالف قرآن شريف هستند ، و بسا قرآن را خلاف ظاهر آن تأويل كرده اند . درآميختگى حق و باطل رمز موفقيّت شيطان « وَيَتَوَلَّى عَلَيْهَا رِجَالٌ رِجَالا عَلَى غَيْرِ دِينِ اللهِ ، فَلَوْ اَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مَزَاجِ الْحَقِّ لَمْ يَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِينَ » ( و گروهى از مردم بر خلاف دين خدا گروهى را يارى و از آنها پيروى مىكنند ، پس اگر باطل با حق آميخته نمىشد ، حق بر طالبين آن پوشيده نمىگرديد يا باطل بر طالبين حق پوشيده نمىگرديد . ) آن باطلى را كه عدّه اى از قدرتمندان يا شيّادان بر اثر هواهاى نفسانى اختراع مىكنند و با حق مخلوط مىكنند ، عدّه اى ديگر از هواپرستان آن را ترويج مىكنند « و يتولّى عليها رجال رجالا » يك عدّه از مردم يك عدّه ديگر را ولىّ و راهبر خودشان قرار مىدهند « على غير دين الله » بر خلاف دين خدا ، مثل اين كه مثلا يك عدّه شيطان را ولىّ خودشان قرار مىدهند و از او پيروى مىكنند ، « تولّى زيد رجلاً » يعنى « جعله وليّاً و تابعه » زيد او را ولىّ قرار داد و از او پيروى كرد . عدّه اى عدّه ديگر را ولىّ خودشان قرار مىدهند و هر توجيهى كه آنان بر خلاف احكام قرآن انجام مىدهند اينها نيز پيروى مىكنند . « فلو انّ الباطل خلص من مزاج الحقّ » يعنى اگر حرف باطل خالص مىشد و با حق مخلوط نمىشد ، يعنى اگر باطل ، باطل خالص و صد در صد بود و با حق مخلوط نبود « لم يخف على المرتادين » بر طالبين حق مخفى نمىشد ، و طالبين حق بدون دردسر به حق مىرسيدند و باطل را رها مىكردند . « مرتادين » از مادّه « ارتياد » است ، و « اراده » هم باب افعال از همين مادّه است . « وَلَو اَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنَ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ اَلْسُنُ الْمُعَانِدِينَ ، وَلَكِنْ يُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَمِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَيُمْزَجَانِ ! فَهُنَالِكَ يَسْتَوْلِى الشَّيْطَانُ عَلَى اَوْلِيَائِهِ »