الشيخ المنتظري

405

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

چنين فردى اوّلين علامتى كه از عدالت او ظاهر مىشود اين است كه هواى نفس را از خود دور مىكند . مقصود از شهوتى كه در هواى نفس مىگوييم فقط شهوت جنسى نيست ، بلكه شهوت مقام ، شهوت مال و شهوت شكم هم جزو هواى نفس هستند ، چنين فردى انواع هواهاى نفسانى را از خود دور مىكند . ابن ابى الحديد در اينجا نكته اى را بيان كرده كه قابل ذكر است ; او مىگويد : « و لم تحصل العدالة الكاملة لاحد من البشر بعد رسول الله ( صلى الله عليه وآله و سلم ) الاّ لهذا الرّجل ، و من انصف علم صحّة ذلك ، فان شجاعته و جوده و عفّته و قناعته و زهده يضرب بها الامثال » ( 1 ) بعد از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) عدالت كامل براى احدى پيدا نشده مگر براى اين مرد ( حضرت على ( عليه السلام ) ) ، هر كه انصاف داشته باشد اين را مىداند ، زيرا شجاعت و سخاوت و عفّت و قناعت و زهد او مورد ضرب المثل هاست . مقصودش اين است كه مصداق صفاتى كه براى بنده صالح خدا بيان مىكند فقط خود آن حضرت است . « يصف الحقّ و يعمل به » حق را توصيف مىكند و خودِ او نيز به آن عمل مىكند ، يعنى اهل عمل است نه اهل علمِ تنها . اهل علم كسى است كه حق را مىداند ، ولى اهل عمل كسى است كه هم حق را مىشناسد و براى ديگران بيان مىكند و هم خودش به آن عمل مىنمايد . « لايدع للخير غاية الاّ امّها » از هر كار خوبى كه پيش آيد ، آن آخر و نهايتش را انجام مىدهد ; حدّ اعلاى كار خير را انجام مىدهد و به اندكِ آن اكتفا نمىكند . « و لا مظنّة الاّ قصدها » و كارهايى را هم كه گمانِ خير بودن آنها باشد انجام مىدهد . مقصود حضرت اين است كه : اين افراد فقط كارهاى خوبِ صد در صد را انجام نمىدهند بلكه كارهايى را هم كه گمانِ نيك بودن در آنها باشد انجام مىدهند .

--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 6 ، ص 370