الشيخ المنتظري
389
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
عواقب معصيت خداوند ، به عذاب شدن او در قيامت منجر مىشود . « وَالْمَغْبُونُ مَنْ غَبَنَ نَفْسَهُ ، وَالْمَغْبُوطُ مَنْ سَلِمَ لَهُ دِينُهُ » ( و فريب خورده كسى است كه زيان را به خود وارد كند ، و خرسند و خوشحال كسى است كه دين او به سلامت باشد . ) « مغبون » اسم مفعول از « غبن » به معناى گول زدن و ضرر زدن است ، « مغبون » يعنى فريب خورده . البتّه « غبن » به معناى نادان هم آمده است ، منتها نادان را « غبين » و گول خورده را « مغبون » مىگويند . پس اگر مقصود احمق باشد « غبين » است ، ولى اگر گول خورده باشد « مغبون » است . « من غبن نفسه » كسى است كه مسائل را براى خود توجيه مىكند و خود را فريب مىدهد ، نفس انسان معمولا توجيه گر است و در راه حق به توجيه گرى مىپردازد و باطل را به صورت حق جلوه مىدهد . « و المغبوط من سلم له دينه » ، « مغبوط » از مادّه « غبطة » است و به آدمى گفته مىشود كه داراى كمالاتى باشد . آن كسى كه دينش سالم است طبعاً مورد غبطه ديگران است ; يعنى همه حسرت او را مىخورند و دوست دارند مانند او باشند . « وَالسَّعِيدُ مَنْ وُعِظَ بِغَيْرِهِ ، و الشَّقِىُّ مَنِ انْخَدَعَ لِهَوَاهُ » ( و خوشبخت كسى است كه از ديگران پند بگيرد ، و بدبخت كسى است كه فريب هواى خود را بخورد . ) « و السّعيد من وعظ بغيره » ، « سعيد » خوشبخت و سعادتمند است ، خوشبخت آن كسى است كه از مواعظ و خيرخواهى هاى ديگران پند مىگيرد و به وسيله راهنمايى ديگران سعادتمند مىشود . « و الشّقىّ من انخدع لهواه » و بدبخت آن كسى است كه فريب هواهاى نفسانى خود را مىخورد ، به خواسته ها و تمايلات نفسانى خود توجّه مىكند و آخرت خود را بر باد فنا مىدهد .