الشيخ المنتظري

373

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

بوده است ، چون از باب افتعال و فاءالفعل آن « و » است به « ت » قلب شده « اتّعظوا » شده است ; يعنى پند بگيريد . « عبر » جمع « عبرت » ، و « نوافع » جمع « نافعة » است ; مقصود اين است كه از چيزهايى كه مايه عبرت است پند بگيريد . « و اعتبروا بالآى السّواطع » ; « آى » جمع « آية » به معناى نشانه هاست ، « سواطع » جمع « ساطعة » به معناى روشن و واضح است ; يعنى به وسيله نشانه هاى واضح و روشن عبرت بگيريد . « و ازدجروا بالنّذر البوالغ » ; « ازدجروا » از مادّه « زجر » به معناى باز داشتن است . اين فعل نيز چون از باب افتعال و فاءالفعل آن « ز » است ، « ت » باب افتعال به « د » تبديل و « ازتجر » به « ازدجر » تبديل شده است . « نذر » جمع « نذير » به معناى ترساننده است . « بوالغ » جمع « بالغة » به معناى رسا و گوياست ; يعنى به وسيله ترسانندگان بليغ و رسا بترسيد و خود را از گناهان باز داريد . « و انتفعوا بالذّكر و المواعظ » ، مقصود از « ذكر » قرآن كريم است و ظاهراً يكى از صفات قرآن « ذكر » است . ( 1 ) « مواعظ » مطلق موعظه است ، هم مواعظ قرآن را شامل است هم مواعظ پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) و ديگران را ; يعنى به وسيله قرآن و مواعظ پيامبرخدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) و مواعظ ائمه اطهار ( عليهم السلام ) و ديگران نفع ببريد ، و از مواعظ آنها بهره بردارى كنيد . « فَكَأَنْ قَدْ عَلِقَتْكُمْ مَخَالِبُ الْمَنِيَّةِ ، وَانْقَطَعَتْ مِنْكُمْ عَلاَئِقُ الاُْمْنِيَّةِ ، وَدَهَمَتْكُمْ مُفْظِعَاتُ الاُْمُورِ ، وَالسِّيَاقَةُ اِلَى الْوِرْدِ الْمَوْرُودِ » ( گويا چنگالهاى مرگ به شما فرو رفته ، و علاقه و دلبستگى به آرزوها از شما جدا گرديده است ; و امور سخت رسوا كننده ، و سوق دادن به جايى كه وارد شدنى است شما را فرا گرفته است . )

--> 1 - ( و هذا ذكر مبارك انزلناه أفأنتم له منكرون ) سوره انبياء ، آيه 50