الشيخ المنتظري
356
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
به علاقه حال و محل به بيخ گردن خناق گفته مىشود ، ولى مقصود از آن در اين جمله همان طناب است . حضرت فرموده است : « الآن عباد الله و الخناق مهمل » اكنون اى بندگان خدا طناب اختناق مهمل و بيكار است ; يعنى طناب مرگ هنوز به سراغ شما نيامده ، « و الرّوح مُرسل » و روحتان آزاد است ، يعنى روح هنوز در اختيار شماست و خلاصه هنوز زنده ايد ; « فى فينة الارشاد » در وقت و ساعتى هستيد كه مشغول هدايت شما هستند ، خدا به وسيله ملائكه و قرآن و انبياء و اولياء و علماء تو را هدايت مىكند و تا هنگامى كه در اين دنيا هستى براى هدايت تو قدم برمى دارند . « فينة » به معناى وقت و ساعت است . « و راحة الاجساد » و بدنتان راحت است ; « و باحة الاحتشاد » ، « باحة » بر وزن و معناى « ساحة » است يعنى ميدان ، « احتشاد » بر وزن و معناى « اجتماع » است ; يعنى شما هنوز در جامعه و اجتماع هستيد و مىتوانيد از جامعه به نفع آخرت خود بهره بردارى كنيد ، « و مهل البقيّة » و شما هنوز در مهلت باقى مانده عمر خود هستيد ; پنجاه سال از عمر خود را گذرانده ايد و مثلا ده پانزده سال ديگر باقى مانده است . همه اينها فرصتهايى است كه براى بشر قرار داده شده است ; مهمل بودن طناب مرگ ، آزاد بودن روح ، قرار گرفتن در معرض هدايت ، راحت بودن و سلامت جسم ، بودن در اجتماع و باقى ماندن قسمتى از عمر ، همه اينها فرصتهايى است كه بايد غنيمت دانست و از آنها كمال استفاده را براى آخرت به عمل آورد . « وَاُنُفِ الْمَشِيَّةِ ، وَاِنْظَارِ التَّوْبَةِ ، وَانْفِسَاحِ الْحَوْبَةِ قَبْلَ الضَّنْكِ وَالْمَضِيقِ ، وَالرَّوْعِ وَالزُّهُوقِ ، وَقَبْلَ قُدُومِ الْغَائِبِ الْمُنْتَظَرِ ، وَاَخْذَةِ الْعَزِيزِ الْمُقْتَدِرِ » ( و تا هنوز مهلت اراده و اختيار ، و توبه و بازگشت و مجال انجام حاجت و نيازمندى باقى است ، پيش از رفتن فرصت و قرار گرفتن در تنگنا و ترس از نابودى ، و خارج شدن روح از بدن و پيش از رسيدن مرگ ، و گرفتار شدن به عذاب خداوند توانا ، فرصت را غنيمت بدانيد . ) « و انف المشيّة » ، « اُنف » به معناى تجديد است ، « مشيّة » به معناى خواستن