الشيخ المنتظري

334

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

و سركش و مست نشده اند ، هنگام راه رفتن در يك خط مستقيم راه مىروند ، ولى وقتى سركش شدند هنگام رفتن به اين طرف و آن طرف مىروند و به هيچ راهنمايى توجّه و اعتنا ندارند ، در اين صورت از آن تعبير به « خبط سادراً » مىكنند ، يعنى آن اسب يا شتر در حالتى كه به همه چيز بى اعتناست كج راه مىرود . حضرت در اين جمله يك چنين فردى را كه به همه چيز پشت پا زده و هدايت خدا را به هيچ گرفته ، به اسب يا شتر مست و چموش تشبيه فرموده است . « سادراً » به معناى بى اعتنايى به هر چيز است . « ماتحاً فى غرب هواه » ، اين جمله هم يك تشبيه است ، كلمات و جملات حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) همه اش تشبيهات و استعارات و كنايات است . « ماتح » از مادّه « متح » به معناى كسى است كه بالاى چاه ايستاده و با طناب و دلو از چاه آب برمى دارد ، « مايح » هم به معنى كسى است كه داخل چاه رفته و از ته چاه آب برمى دارد ; گفته اند فرق ميان « ماتح و مايح » مثل فرق نقطه هاى آنهاست ; يعنى اگر نقطه هاى آن بالاست به معناى آب برداشتن از بالاى چاه است ، و اگر نقطه هاى آن پايين است به معناى آب برداشتن از ته چاه است . « غرب » به معناى دلو بزرگ است ، « فى غرب هواه » يعنى در دلوهاى هواهاى نفسانى او . در اين جمله حضرت امير ( عليه السلام ) چنين فردى را به كسى تشبيه كرده اند كه مىخواهد آب بردارد ; همانطور كه آب مورد توجّه و مايه حيات است و انسان طمع زيادى به آن دارد و هنگام رسيدن به آب ظرف بزرگى را از آب پر مىكند ، خواسته هاى شهوانى نيز همين طور است و انسان به كم قانع نيست ، از اين رو پيرو هواى نفس به طالب آب با دلو بزرگ تشبيه شده است . « ماتحاً فى غرب هواه » در حالتى كه دلو بزرگ طمع را در چاه هواى نفس خود فرو برده مشغول كشيدن آب تمايلات نفسانى است . « كادحاً سعياً لدنياه » ، « كادحاً » از مادّه « كدح » به معناى سعى با زحمت است ،