الشيخ المنتظري

314

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

قلب او متوغّل در فكر است ، يعنى در فكر فرو رفته ، نه اين كه فكر را به خود بسته باشد . خداترسىِ متّقينِ ايده آل « وَاَنْصَبَ الْخَوْفُ بَدَنَهُ » ( و ترس بدن او را خسته و رنجور نموده است . ) « اَنْصَبَ » به معناى « اَتْعَبَ » و عطف بر « شَغَلَ » در جمله قبل مىباشد و در اصل « و تقيّة ذى لبّ انصب الخوف بدنه » است ; يعنى پرهيزكارى كنيد نوع پرهيزكارى كسى كه ترس بدن او را خسته و رنجور نموده است . مقصود از خوف و ترسى كه حضرت فرموده ، خوف از خدا ، خوف از عذاب خدا ، خوف از حساب و كتاب روز قيامت و خوف از لغزشگاههاى پل صراط است ، او هميشه مىترسد و طبيعى است كه چنين فردى هيچ وقت آرام و قرار ندارد و گوشتهاى بدنش از خوف خدا ذوب مىشود . درست بر خلاف كسى كه نسبت به آخرت بى خيال است ، خوب چنين فردى هرچند هم تقويت نكند فربه و چاق مىشود ، ولى متّقىِ خائف از قيامت بدنش لاغر و رنجور مىشود . « وَاَسْهَرَ التَّهَجُّدُ غِرَارَ نَوْمِهِ » ( و عبادت و بندگى او در شب ، خواب اندك را از او گرفته است . ) صفت ديگر اين مردى كه الگوى تقواست اين است كه علاقه به عبادت در شب ، خواب را از او گرفته و شبها نيز بيدارى مىكشد و به عبادت خدا مشغول است . « اسهر » به معناى بيدارى در شب است ; « تهجّد » از مادّه « هجد » و از لغات اضداد است ، يعنى هم به معناى خواب و هم به معناى بيدارى است ; « غرار » به معناى كم ، و « غرار نومه » از باب اضافه صفت به موصوف است ، يعنى خواب كم او . مقصود اين كه يكى از صفات اين شخص اين است كه علاقه به عبادت در شب و علاقه به