الشيخ المنتظري
298
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
« وَاَهْلُ مُدَّةِ الْبَقَاءِ اِلاَّ آوِنَةَ الْفَنَاءِ ؟ مَعَ قُرْبِ الزِّيَالِ ، وَاُزُوفِ الاِْنْتِقَالِ ، وَعَلَزِ الْقَلَقِ ، وَاَلَمِ الْمَضَضِ ، وَغُصَصِ الْجَرَضِ ، وَتَلَفُّتِ الاِْستِغَاثَةِ بِنُصْرَةِ الْحَفَدَةِ وَالاَْقْرِبَاءِ ، وَالاَْعِزَّةِ وَالْقُرَنَاءِ » ( و آيا كسى كه باقى و برقرار است انتظارى جز زمانهاى فنا و نيستى دارد ؟ با نزديكى زمان جدايى و انتقال ، و لرزه اضطراب و درد مصيبت ها و تلخى ها و سختى جان كندن و گلوگير شدن آب دهان از بسيارى غم و اندوه و چشم به اطراف داشتن براى درخواست فريادرس به يارى جستن از خدمتگزاران و خويشان و دوستان و همسران . ) « و اهل مدّة البقاء . . . » عطف است بر « اهل بضاضة الشّباب » و اصل آن « فهل ينتظر اهل مدّة البقاء الاّ آونة الفناء . . . » است . « آونة » جمع « اَوان » به معناى مدّت و زمان است ، « آونة » در اصل « اَءْونة » بوده كه همزه دوّم به مناسبت فتحه ماقبل به « الف » تبديل شده ، « آونة الفناء » به معناى مدّتهاى نيستى است . « الزّيال » به معناى جدايى و فراق است . فرموده اند : آيا اهل مدّت و بقا غير از مدّتهاى نيستى را انتظار دارند ؟ « مع قرب الزّيال » در صورتى كه زمان فراق و جدايى نزديك است ; مىخواهند بفرمايند : با وجود اين كه مرگ به زودى بين ما جدايى مىاندازد آيا باز هم كسانى كه مايل به ماندن در دنيا هستند مىتوانند غير از نزديك شدن به فنا را انتظار داشته باشند ؟ « و اُزوف الانتقال » عطف بر « قرب الزّيال » است . « ازوف » به معناى نزديكى است ، و « ازوف الانتقال » يعنى نزديك بودنِ منتقل شدن ، كه مقصود نزديك بودنِ انتقال به عالم آخرت است . « و علز القلق » اين جمله هم عطف بر « الزّيال » است ، جملات بعد هم تا « و الاعزّة و القرناء » عطف بر همين جمله هستند . « علز » به معناى جزع و فزع است ، « قلق » به معناى اضطراب است ; يعنى آنها بقاى مدّت را مىخواهند « مع علز القلق » با اين كه جزع و فزع كردنِ هنگام اضطراب نزديك است ;