الشيخ المنتظري

290

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

به معناى روزى است ، مقصود حضرت اين است كه خداوند به انسان نيروى تفكّر و انديشه اى داده كه با آن بهره و روزى هر عضوى را طلب كند . اگر انسان فكر و انديشه نداشت ، نمىتوانست از اين اعضاء بهره بردارى كند و در نتيجه مىمرد ، ولى چون داراى هوش و انديشه است به فكر تهيّه غذا ، تهيّه مسكن ، تهيّه لوازم زندگى ، تهيّه همسر ، بهوجود آوردن فرزند و . . . مىافتد و به اين وسيله از هر عضوى بهره خودش را مىبرد و در نتيجه به زندگى خود ادامه داده و نسل بشر هم روى زمين باقى مىماند . پس خدا به انسان انديشه اى داده تا به وسيله آن روزى و بهره هر عضوى را طلب نمايد . « فى مجلّلات نعمه » ، « مجلّلات » جمع « مجلّل » به معناى عموميّت دهنده و تحت پوشش قرار دهنده است ، « سحابٌ مجلّلٌ » به آن ابرى گفته مىشود كه تمامى زمين را زير پوشش خود قرار مىدهد . اين جمله با دو جمله بعد از باب اضافه صفت به موصوف است . « فى مجلّلات » جار و مجرور و متعلّق است به فعل مقدّر ، و جمله حال است براى فاعل « جَعَلَ » و يا حال است براى ضمير خطاب در « لكم » ، و بنابر اين تركيب معنا چنين است : خدا قرار داد براى شما گوشها و . . . در حالتى كه شما در پوشش نعمت هاى خداوند قرار داريد « و موجبات مننه » و در آن منّتهاى خدا كه موجب شكر اوست هستيد . « و حواجز عافيته » و در حالى كه خداوند عافيت و سلامتى براى انسانها قرار داده ، و او را از موانع سلامتى دور كرده است . « حواجز » جمع « حاجزة » به معناى موانع است ، اين جمله چون از باب اضافه صفت به موصوف است در اصل عافيتهاى مانعه بوده ; يعنى عافيتهايى كه مانع از خيلى ضررهاست . مقصود از اين سه جمله ( فى مجلّلات نعمه ، و موجبات مننه ، و حواجز عافيته ) اين است كه مىخواهد بفرمايد : خداوند گوش ، چشم ، اعضاء و جوارح مختلف را در رديف نعمت هاى فراگير و نعمت هايى كه موجب شكر است و سلامتى كه مانع رسيدن