الشيخ المنتظري

284

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

« فَأَسْرَعَ طَالِباً ، وَنَجَا هَارِباً ، فَاَفَادَ ذَخِيرَةً ، وَاَطَابَ سَرِيرَةً ، وَعَمَّرَ مَعَاداً ، وَاسْتَظْهَرَ زَاداً لِيَوْمِ رَحِيلِهِ ، وَوَجْهِ سَبِيلِهِ ، وَحَالِ حَاجَتِهِ ، وَمَوْطِنِ فَاقَتِهِ ، وَقَدَّمَ اَمَامَهُ لِدَارِ مُقَامِهِ » ( پس شتابان جوينده حق گرديد ، و رستگار شد در حالتى كه گريزان بود ، و ذخيره به دست آورد ، و باطن خود پاك گردانيد ، و معاد را آباد كرد ، و با توشه براى روز كوچ و راه خود و هنگام نيازمندى و جاى تنگدستى پشت خود را قوى نمود ، و براى جايگاه هميشگى آن توشه را پيش فرستاد . ) اوصافى كه در اين جمله ها ذكر شده بر حسب ظاهر اوصاف همان كسى ( مَنْ ) است كه حضرت در جمله هاى مفعول مطلق نوعى به آن اشاره مىفرمود ; اينجا كه مىفرمايند : « فاسرع طالباً ، و نجا هارباً ، فافاد ذخيرةً و . . . » يعنى همان كسى كه « سمع فخشع ، و اقترف فاعترف و . . . » وقتى مىشنيد خشيت پيدا مىكرد ، و وقتى گناه مىكرد اعتراف به گناه خود مىنمود و . . . ، اين كس « فاسرع طالباً » سرعت پيدا مىكند در حالى كه طلب كننده حق است ، در طلب حق سرعت پيدا مىكند ; « و نجا هارباً » و از جهنّم و دنيا نجات پيدا كرده در حالى كه به طرف حق و حقيقت فرار كرده است ; « فافاد ذخيرة » پس براى آخرت خود فايده اى را ذخيره نموده است ; « و اطاب سريرة » و باطن خود را نيكو كرده است ، و اندرون خود را از هر حقّه و حيله اى پاك كرده است ; « و عمّر معاداً » ، « عمّر » از مادّه « تعمير » است ، يعنى آخرت خود را تعمير و آباد كرده است ; تعمير كردن آخرت و معاد به اين است كه انسان واجبات الهى را انجام دهد و از محرّمات پرهيز كند و خلاصه به وظايف شرعى خود عمل نمايد . « و استظهر زاداً ليوم رحيله » ; در اين جمله يك تشبيه است ; به اين معنا كه حضرت امير ( عليه السلام ) مسافرت آخرت را به مسافرت دنيا تشبيه فرموده ; در مسافرتها اين طور بوده كه مردم مخارج سفر خود را كه به صورت آذوقه و خشكبار بوده روى شتر ، اسب و يا الاغ خود مىبسته و همراه خود مىبرده اند ، و از اين بستنِ آذوقه