الشيخ المنتظري
258
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
« انتم مختبرون فيها » ، « مختبرون » از « اختبار » به معناى امتحان و آزمايش است ; يعنى شما در اين دنيا امتحان مىشويد ; همه چيز دنيا براى امتحان است ، زن و فرزند ، مال و ثروت و مقام ، اگر علم دارى با علمت امتحان مىشوى ، اگر مال دارى با مالت ، و اگر فقير هستى با فقرت ، هيچ كس بدون امتحان نمىماند . « و محاسبون عليها » و بر آنچه در اين دنيا داشته ايد محاسبه مىشويد ; اگر از راه حلال به دست آورده باشيد در آن حساب است ، و اگر از حرام باشد عذاب آن را مىبينيد . « فإنّ الدّنيا رنق مشربها ، ردغ مشرعها » ، « رَنِق » به معناى كدر است ، « رنق العيش » به معناى زندگى با كدورت است ; « مشربها » يعنى محل آبشخور دنيا ، ضمير « ها » به دنيا برمى گردد ، و مقصود از آبشخور دنيا همان چيزهايى است كه انسان از دنيا برداشت مىكند ; يعنى زندگى دنيا صاف و خالص نيست بلكه كدر و گل آلود است ، حق و باطل به هم آميخته است ، و شما بايد آنها را از هم جدا كرده از حق آن بهره بردارى نماييد و باطل آن را دور بيندازيد . « ردغ » به معناى لغزنده است ، و « مشرعها » هم به همان معناى « مشربها » است ; يعنى آبشخور دنيا هم گل آلود و هم لغزنده است . « يونق منظرها ، و يوبق مخبرها » ، « يونق » به معناى « يعجب » ، و « يوبق » به معناى « يهلك » است . « مخبرها » يعنى باطن و جاى امتحانش . معناى جمله اين است كه : منظره دنيا اعجاب انگيز است ، دنيا خوش منظره است امّا بوته امتحان آن هلاكت آور است و انسان در بوته امتحان آن به هلاكت مىرسد . « غرور حائل » دنيا مغرور كننده زايل شونده است ، زود از دست مىرود . « و ضوء آفل » و روشنايى غروب كننده است . « و ظلّ زائل » و دنيا سايه زايل شدنى و از بين رفتنى است . « و سناد مائل » و تكيه گاهى خراب شدنى است . « سناد » به معناى تكيه گاه ، و « مائل » به ديوارى كه كج شده و در شُرُف خراب شدن است گفته مىشود ; دنيا تكيه گاهى است كه كج شده و در شرف خراب شدن است .