الشيخ المنتظري
241
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
در مقابل آخرت است و آخرت جايگاه بلند و رفيعى است و اين عالم در مقابل آخرت ساقط و پست است ، از اين جهت نام آن را « دنيا » گذاشته اند ، يعنى پست تر . « دنيا » از مادّه « دنى » افعل التفضيل آن « ادنا » و مؤنث آن « دنيا » است . در مورد اين خطبه گفته شده كه حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) گرم صحبت كردن بودند ناگهان يك فردى از مستمعين گفت يا على دنيا را براى ما تعريف كن ، حضرت همان طورى كه مشغول سخنرانى بودند اين خطبه را ايراد كردند و دوباره شروع كردند دنباله همان صحبت هاى خود را ادامه دادند . ابن ابى الحديد شارح معتزلى در اين مورد گفته است : اين از خصوصيّت هاى حضرت امير ( عليه السلام ) است كه اين طور مسلّط بر كلام باشد ! هيچ سخنورى اين طور نيست كه اگر در بين كلام او سخن بگويند بتواند جواب پرسش كننده را بگويد و بعد همان گونه سخن سابق خود را ادامه دهد . « مَا اَصِفُ مِنْ دَار اَوَّلُهَا عَنَاءٌ ، وَآخِرُهَا فَنَاءٌ ، فِى حَلاَلِهَا حِسَابٌ وَفِى حَرَامِهَا عِقَابٌ » ( چگونه تعريف كنم سرايى را كه اوّل آن رنج و آخر آن نيستى است ، در حلال آن حساب و در حرامش عقاب است . ) چون پرسش آن شخص اين بود كه دنيا را توصيف كنيد حضرت مىفرمايند : چگونه توصيف كنم خانه اى را كه اوّلش درد و رنج است و آخرش نيستى و نابودى ، در اموال حلال آن حساب است و در اموال حرامش عقاب و عذاب ; خوب يك چنين سرايى آيا توصيف كردن هم دارد ؟ تا در اين دنيا هستيم رنج و مشقّت داريم ، در آخر هم كه فانى شدن و از بين رفتن است ، همه گردن كشان و صاحب منصبان كه در گذشته بودند رفتند و فانى شدند . اگر از اموال دنيا چيزى داشته باشيم و حلال باشد ، مىپرسند چگونه مصرف كرديد ; و اگر حرام باشد ، عذاب مىكنند كه چرا مال حرام به دست آورديد .