الشيخ المنتظري
223
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
دادم « و لم تجد له وفاءً عندى » ولى تو وفا كردن به اين وعده ها را نزد من يافت نكردى ، مرتّباً وعده دادم و هنگام وفا به آن غفلت كردم . « اَللَّهُمَّ اْغفِرْلِى مَا تَقَرَّبْتُ بِهِ اِلَيْكَ بِلِسَانَى ثُمَّ خَالَفَهُ قَلْبِى » ( خدايا بيامرز آنچه را كه من با آن به وسيله زبانم به تو نزديك شدم و در قلبم بر خلاف آن هستم . ) گاهى انسان كارهاى خوبى را به زبان مىآورد در حالى كه قلب انسان آن طور نيست ; مثلا به زبان مىگويد : ( ايّاك نعبد و ايّاك نستعين ) ( 1 ) خدايا فقط تو را مىپرستم و فقط از تو كمك و يارى مىطلبم ، اين سخنِ زبان است ، امّا دل و قلبم چنين نيست ، دلم با هر كسى هست غير از خدا ; البتّه حضرت امير ( عليه السلام ) اين طور نيست ولى به هرحال دعا را اين گونه بيان داشته است كه : « اللّهمّ اغفر لي ما تقرّبتُ به اليك بلسانى » خدايا ببخشاى بر من آن چيزى را كه به وسيله آن با زبانم به تو نزديك شدم « ثمّ خالفه قلبى » ولى با قلبم مخالف آن چيز بودم . « اَللَّهُمَّ اْغفِرْلِى رَمَزَاتِ الاَْلْحَاظِ ، وَسَقَطَاتِ الاَْلْفَاظِ ، وَشَهَوَاتِ الْجَنَانِ ، وَهَفَوَاتِ الِّلسَانِ » ( خدايا بيامرز اشاره هاى گوشه هاى چشم را ، و گفتارهاى بيهوده و اشتباه ، و شهوتهاى دل ، و لغزشهاى زبان را . » « رمزات » جمع « رمز » است كه در فارسى هم به كار مىرود . « الحاظ » جمع « لحظ » به معناى اشاره گوشه چشم است . يعنى خدايا رمزها و اشاره هاى گوشه چشم را بيامرز ، حتماً مقصود خطاهاى اشاره گوشه چشم است نه آنچه بر حق صادر شده . « سقطات » از مادّه « سقط » و جمع « سقطة » به معناى غلطها و اشتباهاتى است كه در بين سخن گفتن پيش مىآيد . ممكن است سخن دينى و ارشادى باشد كه گاهى
--> 1 - سوره حمد ، آيه 5