الشيخ المنتظري

217

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

فريب آرزوهاى زودگذر را نخورد . « جعل الصّبر مطيّة نجاته » خداوند رحمت كند انسانى را كه صبر را وسيله نجات خود قرار مىدهد . « مطيّة » وسيله سوارى است و عربها به شتر سوارى « مطىّ » مىگويند . در اين جمله تشبيه است ، صبر را به منزله وسيله نقليه دانسته كه انسان آن را سوار شود و از گرداب مشكلات نجات پيدا كند ، يعنى در مشكلات و سختى ها صبر را پيشه كند تا به وادى نجات و اصل شود . « و التّقوى عدّة وفاته » و خداوند رحمت كند فردى را كه تقوى را براى مرگ خود مهيّا مىكند . « عدّة » به معناى زاد و توشه اى است كه مهيّا مىكنند . كسى كه خود را مهيّاى مرگ كرده باشد مصداق اين جمله است ، و البتّه چنين فردى در طول زندگى كاملا توجّه به اعمال و رفتار خود دارد . « رَكِبَ الطَّرِيقَةَ الْغَرَّاءَ ، وَلَزِمَ الَْمحَجَّةَ الْبَيضَاءَ ، اغْتَنَمَ الْمَهَلَ ، وَبَادَرَ الاَْجَلَ ، وَتَزَوَّدَ مِنَ الْعَمَلِ » ( در راه روشن قدم نهد ، و از شاهراه درخشنده دور نگردد ، مهلت زندگى را غنيمت شمرد ، و آماده مرگ شود ، و از عمل نيك توشه بردارد . ) « غرّاء » به معناى واضح و روشن است و مقصود از آن راه دين و شريعت است . در اين جمله يك تشبيه است ، و آن اين كه راه شريعت و دين به يك شتر سوارى تشبيه شده است . « محجّة » وسط راه است . « بيضاء » هم به معناى روشن است . « لزم المحجّة البيضاء » يعنى ملازم راه روشن باشد و هميشه دنبال حق و حقيقت باشد . « اغتنم المَهَل » كسى كه مهلت را غنيمت بداند . اين چند روز عمر يك مهلتى است كه به انسان داده شده و ما بايد آن را غنيمت بدانيم و براى آخرت خود كسب فضيلت كنيم . « و بادر الاجل » و آن كسى كه به سوى مرگ مىشتابد ; شتاب به سوى مرگ به معناى خودكشى نيست بلكه آمادگى براى مرگ است ; و طبيعى است كسى كه آماده مرگ است خود را براى آن سرا ساخته است . « و تزوّد من العمل » و كسى كه