الشيخ المنتظري
188
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
كه مكلّف شده بود ، با قوّت و قدرت به امر تو ايستاد و فرمان تو را قاطعانه عمل كرد . « مُسْتَوْفِزاً فِى مَرْضَاتِكَ » ( در حالى كه براى به دست آوردن خشنودى تو شتاب مىنمود . ) « مُسْتَوْفِز » به كسى مىگويند كه هنگام رفتن مىجهد ; يعنى و آن پيغمبر در راه رسيدن به رضاى تو كوشيد و شتابان حركت مىكرد . « غَيْرَ نَاكِل عَنْ قُدُم ، وَلاَ وَاه فِى عَزْم ، وَاعِياً لِوَحْيِكَ ، حَافِظاً عَلَى عَهْدِكَ ، مَاضِياً عَلَى نَفَاذِ اَمْرِكَ » ( بى آن كه از پيشرفت بماند ، و در اراده خود سست شود ، وحى تو را ضبط كرده بود ، و عهد و پيمانت را نگاه مىداشت ، و بر اجراى فرمان تو اصرار مىورزيد . ) « قُدُم » به معناى پيشرفت است ، برخى به معناى به طرف جنگ رفتن گرفته اند . « غير ناكل عن قدم » يعنى اين پيامبر از اقدام و پيشرفت نكول نداشت و عقب گرد نمىكرد . « و لا واه فى عزم » ، « واه » از مادّه « وَهْى » به معناى سستى است ; مىفرمايد : و نه سستى داشت در عزم ; اين پيامبر در تصميم خود سستى نداشت ، وظيفه اش هرچه بود عمل مىكرد ، اگر وظيفه او جنگ بود جنگ مىكرد و هراسى نداشت . « واعياً لوحيك » وحى تو را خوب حفظ كرده بود ; به اين معنا كه در وحى تو اشتباه نمىكرد . « حافظاً على عهدك » آن عهد و پيمانى كه با او كرده بودى به خوبى حفظ كرده بود . « ماضياً على نفاذ امرك » امر و دستور تو را نافذ مىكرد ; يعنى برنامه اش بر اين بود كه امر خدا را نفوذ مىداد و به مورد اجرا مىگذاشت . « حَتَّى اَوْرَى قَبَسَ الْقَابِسِ ، وَاَضَاءَ الطَّرِيقَ لِلْخَابِطِ ، وَهُدِيَتْ بِهِ الْقُلُوبُ بَعْدَ خَوْضَاتِ الْفِتَنِ ، وَاَقَامَ مُوضِحَاتِ الاَْعْلاَمِ ، وَنَيِّرَاتِ الاَْحْكَامِ » ( تا اين كه شعله حق را براى طالب آن برافروخت ، و براى منحرفين راه حق را روشن ساخت ، و به وسيله او قلبهايى كه در فتنه ها فرو رفته بودند هدايت شدند ، و پرچمهاى راهنما را برافراشت ، و احكام نورانى را برپا نمود . )