الشيخ المنتظري
185
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
اوصاف رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) « الْخَاتِمِ لِمَا سَبَقَ » ( آن محمّدى ( صلى الله عليه وآله و سلم ) كه ختم كننده پيغمبرى است . ) اين پيغمبر ختم كننده « ما سبق » است ; يعنى ختم كننده گذشته هاست و با آمدن او پيغمبرى ختم مىشود . تذكّر اين نكته ضرورت دارد كه : « خاتِم » با « خاتَم » فرق دارد ; « خاتِم » اسم فاعل و به معناى ختم كننده است ، ولى « خاتَم » به معناى « ما يختتم به » است يعنى وسيله ختم ، و به مهرى كه در زير نوشته نامه ها مىزده اند « خاتَم » مىگفته اند ; زيرا مهر چيزى بوده كه نامه به وسيله آن ختم مىشده است ; به انگشتر هم « خاتَم » مىگفته اند براى اين كه سابقاً چون مىخواسته اند مهرشان هميشه همراهشان باشد اسم خود را روى انگشتر خود حك مىكرده اند . فرقه ضالّه بهائيّت براى اين كه پيغمبرى سران خود را درست كنند در اينجا يك خرابكارى كرده و گفته اند : « خاتَم » به معناى زينت است ، و به حضرت محمّد ( صلى الله عليه وآله و سلم ) خاتَم الانبياء گفته اند يعنى او زينت انبياست ، و انگشتر چون زينت است آن را « خاتَم » ناميده اند . اين معنا فقط به دليل غلط كارى بهائيّت است و تاكنون كسى خاتِم يا خاتَم را به معناى زينت نگرفته است ، و در قرآن هم كه آمده است : ( ما كان محمّد ابا احد من رجالكم و لكن رسول الله و خاتم النّبيين ) ( 1 ) به معناى « ما يختتم به » است ; يعنى به وسيله اين پيغمبر پيغمبرى ختم شده است . « وَالْفَاتِحِ لِمَا انْغَلَقَ » ( و آن پيغمبرى كه باز كننده درهاى بسته است . ) يكى از اوصافى كه در اين خطبه براى حضرت بيان فرموده اين است كه او
--> 1 - سوره احزاب ، آيه 40