الشيخ المنتظري
163
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
ديگرش پاره مىشود مدارا مىكنند . « حيصت » به معناى دوختن ; و « تهتّكت » به معناى پاره شدن است ، هتّاكى هم از اين مادّه به معناى دريدگى است . « أَكُلَّمَا اَطَلَّ عَلَيْكُمْ مَنْسِرٌ مِنْ مَنَاسِرِ اَهْلِ الشَّامِ اَغْلَقَ كُلُّ رَجُل مِنْكُمْ بَابَهُ ، وَانْجَحَرَ انْجِحَارَ الضَّبَّةِ فِى جُحْرِهَا ، وَالضَّبُعِ فِى وِجَارِهَا ؟ ! » ( آيا هرگاه گروهى از گروههاى اهل شام به شما نزديك شوند هر مرد شما در خانه خود را بسته و مانند سوسمار يا كفتار كه در لانه خود مخفى مىشود ، در گوشه اى از خانه خود مخفى مىشويد ؟ ! ) « اَطَلَّ » و « اَظَلَّ » هر دو خوانده شده ; ( 1 ) اگر « اَطَلَّ » باشد به معناى « اَشْرَفَ » است ، يعنى وقتى بر شما اشراف پيدا مىكنند ، يعنى ظاهر مىشوند ; و اگر « اَظَلَّ » باشد به معناى سايه انداختن است ، يعنى وقتى بر شما سايه مىاندازند ، باز هم به اين معناست كه بر شما ظاهر مىشوند و نزديك به شما مىشوند . در كلمه « مَنْسِرٌ » « مِنْسَرٌ » هم خوانده شده و هر دو لغت به معناى يك فوجى است كه از لشگر جدا مىشود ، « مَنَاسِر » هم جمع آن است . « الضّبّة » به معناى سوسمار است ، و « الضّبع » هم به معناى كفتار است . « انجحر » از مادّه « جحر » به معناى سوراخ حشرات ، و « وجار » هم به معناى غارى است كه حيوانات در آن مىخوابند . باز هم حضرت امير ( عليه السلام ) در اين عبارت آنها را به دو حيوان : يكى سوسمار و ديگرى كفتار تشبيه فرموده است ، مىفرمايند : آيا شما اين طور هستيد كه وقتى يك فوجى از لشگر شام بر شما ظاهر شود ، مانند سوسمار كه در سوراخ خود مخفى مىشود و مانند كفتار كه در لانه خود پنهان مىگردد ، در لانه هاى خودتان مخفى مىشويد و درب خانه را به روى خود مىبنديد ؟ اين سرزنشى است كه حضرت نسبت به آنها فرموده و آنها را در ترس به اين دو حيوان تشبيه فرموده ;
--> 1 - منهاج البراعة ، ج 5 ، ص 121 ; و شرح ابن ابى الحديد ، ج 6 ، ص 103