الشيخ المنتظري

149

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

حضرت مىخواهند بفرمايند : از مردن نترسيد و به سهولت و آسانى به جبهه و جنگ برويد . هدف گيرى لشگر و مركز شيطان « وَعَلَيْكُمْ بِهَذَا السَّوَادِ الاَْعْظَمِ ، وَالرِّوَاقِ الْمُطَنَّبِ ، فَاضْرِبُوا ثَبَجَهُ ، فَاِنَّ الشَّيْطَانَ كامِنٌ فِى كِسْرِهِ ، قَدْ قَدَّمَ لِلْوَثْبَةِ يَداً ، وَاَخَّرَ لِلنُّكُوصِ رِجْلا » ( بر شما باد به اين سياهى بزرگ و سراپرده برافراشته شده معاويه ، پس قلب آن را بزنيد ; زيرا شيطان در گوشه آن پنهان است كه براى برجستن دست پيش داشته و براى برگشتن پا پس نهاده است . ) مقصود از « سواد اعظم » همان جمعيت شام و لشگر معاويه است . « الرّواق المطنّب » آن خيمه اى است كه با طناب پيچيده شده و لشگر شام را تشكيل داده است . « عليكم بهذا السّواد الاعظم » بر شما باد كه حملهور شويد بر اين لشگر شام و آنها را قلع و قمع كنيد و از پاى درآوريد . « و الرّواق المطنّب » و بر شما باد كه به آن خيمه و چادر معاويه حمله ببريد و آن را نابود كنيد . « فاضربوا ثبجه » پس كمر آن را بزنيد ; « ثبج » به معناى كمر و وسط است ; مقصود اين است كه به وسط و به قلب اين خيمه حمله كنيد . « فانّ الشّيطان كامن فى كسره » ، مقصود از شيطان شخص معاويه است . « كامن » به معناى مخفى است ; يعنى او مخفى شده در گوشه آن خيمه . « كسر » به معناى ضلع است ; اين خيمه را نابود كنيد براى اين كه معاويه در يك گوشه اى از آن مخفى شده است . اينها چون كارشان براى خدا نيست مىترسند ، از اين رو « قد قدّم للوثبة يداً و اخّر للنّكوص رجلاً » با دست جلو مىآيد تا حمله كند و براى فرار پاى خود را عقب مىگذارد . اين شيطان صفتان دست خود را جلو گذاشته و پاها را به عقب مىگذارند .