الشيخ المنتظري
143
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
تدبير امور دنيا خدا را خسته كرده باشد . « و لا وقف به عجز عمّا خلق » ، اين جمله بالاتر از دو جمله قبل است ، در دو جمله قبل گفتيم : خدا نه از كار عملى نسبت به مخلوقين خسته شده و نه از كار فكرى و تدبير امور آنها ، ولى در اين جمله فرموده اند : او با اين خلقت بزرگ و عجيبى كه كرده است از كار افتاده هم نشده . يك معمار يا يك بنّا كه اكثر عمر خود را به كارهاى پرزحمت مىگذراند ، در اواخر عمر خود از كار افتاده مىشود . حضرت فرموده اند : و خدا اين چنين نيست كه خلقت عالم و كارهاى دنيا او را خسته و از كار افتاده كرده باشد . « و لا ولجت عليه شبهة فيما قضى و قدّر » ، « ولجت » از مادّه « ولوج » به معناى وارد شدن و داخل شدن است ; يعنى در مورد قضا و قدرى كه نسبت به جهان هستى قرار داده بر او شبهه اى داخل نشده و بر همان اصل ثابت و استوار است . « بَلْ قَضَاءٌ مُتْقَنٌ ، وَعِلْمٌ مُحْكَمٌ ، وَاَمْرٌ مُبْرَمٌ ، اَلْمَأْمُولُ مَعَ النِّقَمِ ، وَالْمَرْجُوُّ مِنَ النِّعَمِ ( وَالْمَرْهُوبُ مَعَ النِّعَمِ ) » ( بلكه حكم او استوار ، و علمش پايدار ، و امرش ثابت و برقرار است ، بندگان او با وجود عقوبت ها و خشم هاى او به او اميدوارند ، و با وجود نعمت ها نيز به او اميدوار يا از او بيمناكند . ) « بل قضاء متقن » بلكه قضا و قدر خدا خيلى محكم و استوار است و علم خدا نسبت به نظام جهان داراى اِحكام و اِتقان است . « و امر مبرم » ، احتمال دارد كلمه « امر » در اين جمله به معناى تدبير باشد ; يعنى تدبير خدا نسبت به نظام جهان خلقت ثابت و محكم است . « المأمول مع النّقم » ، « نقم » جمع « نقمت » است ، هر جا نقمت و نگرانى باشد خدا مورد آرزوى مردم است ، هرگاه غم و اندوه و بلا به مردم روى آورد به خدا روى مىآورند و او مورد توجّه مردم است . « و المرجوّ من النّعم » و خداوند مورد توجّه و اميد مردم است از ناحيه نعمت ها . اين جمله متن نهج البلاغه عبده است كه نزد ماست ، ولى نوعاً نهج البلاغه هاى