الشيخ المنتظري

118

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

جبران كرد و يا حداقل رضايت صاحبان حق را جلب نمود . مخفى بودن مرگ بر انسان « فَاِنَّ اَجَلَهُ مَسْتُورٌ عَنْهُ ، وَاَمَلَهُ خَادِعٌ لَهُ ، وَالشَّيْطانَ مُوَكَّلٌ بِهِ ، يُزَيِّنُ لَهُ الْمَعْصِيَةَ لِيَرْكَبَهَا ، وَيُمَنِّيهِ التَّوْبَةَ لِيُسَوِّفَهَا حَتَّى تَهْجُمَ مَنِيَّتُهُ عَلَيْهِ اَغْفَلَ مَا يَكُونُ عَنْهَا » ( زيرا مرگ او پوشيده و مخفى است ، آرزويش او را فريب مىدهد ، و شيطان با او همراه است ، و معصيت را براى او زينت مىدهد تا آن را مرتكب شود ، و او را به توبه كردن اميدوار مىكند كه آن را به تأخير اندازد تا اين كه ناگاه مرگ او را دريابد در حالى كه از آن بسيار غافل مىباشد . ) اين كه گفتيم جمله هاى « فاتّقى عبد ربّه ، نصح نفسه ، و قدّم توبته ، و غلب شهوته » اخبار و در مقام انشاء است ، و بايد هر كسى از خدا بترسد ، خير خود بخواهد ، توبه خود را پيش بيندازد ، و بر شهوت خود مسلّط شود ، همه براى اين خاطر است كه « اجله مستور عنه » مرگش مخفى است و . . . ، پس اين جملات علّت است براى جمله هاى قبل . فرموده اند : تو به اين علّت بايد پرهيزگار باشى و خير خود بخواهى و توبه كنى و بر شهوت خود مسلّط باشى كه مرگت مخفى است و نمىدانى در چه زمانى به سراغت مىآيد ، در هر لحظه ممكن است به تو هجوم بياورد ، تو بايد پيش از لحظه هجومِ مرگ توبه كرده باشى و بر شهوت خود مسلّط شده باشى . « و امله خادع له » و آرزوهاى دور و دراز اين بنده مرتّب او را فريب مىدهند و او را به طولانى بودن عمر و زر و زيور دنيا مغرور مىكنند . « و الشّيطان موكّل به » و شيطان هم هميشه همراه اين بنده خداست و او را به طرف تمايلات تشويق و تحريك مىكند . « يزيّن له المعصية ليركبها » كار شيطان اين است كه گناهان و معاصى را براى اين بنده زينت مىدهد و او را متمايل به گناهان مىكند ; « و يمنّيه التّوبة ليسوّفها »