الشيخ المنتظري

114

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

صاحبان عقل ، آنهايى كه خداوند را در حالتهاى مختلف ايستاده ، نشسته و خوابيده به ياد مىآورند و در خلقت آسمانها و زمين انديشه مىكنند و مىگويند : خدايا تو اين جهان را باطل نيافريده اى و تو از اين كار منزّه و پاكى ، پس ما را از عذاب آتش جهنّم مصون و محفوظ بدار . خداى عالم همه اين موجودات جهان هستى را براى انسان آفريده ، و انسان را كه اشرف مخلوقات است براى رسيدن به كمالات آفريده است ، و به قول سعدى : « ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند * تا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار * شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى » ( 1 ) خداوند از نقائص پاك و منزّه است ، و اين كه او اين جهان را بى هدف آفريده باشد براى خدا نقص است ، پس خدا اين جهان را بى هدف نيافريده و تو را مهمل و بدون جهت در اين عالم ترك نكرده است . مى بينيم انسان داراى نيروها و قواى متعدّدى است ; نيروى شهوت دارد ، و اگر شهوت غذا خوردن نداشت غذا نمىخورد و مىمرد ، اگر شهوت جنسى نداشت نسل بشر منقرض مىشد ; نيروى غضب دارد ، و اگر قوه غضبيّه نداشت از خود و از حريم عقيده اش دفاع نمىكرد و . . . پس همه اين قوا و نيروها را خداوند براى احتياج بشر به او داده ، بعد مىبينيم خداوند يك نيروى ديگرى هم در انسان قرار داده كه در اثر اين نيرو هيچ وقت به هيچ چيز قانع نيست و هرچه را بيابد بالاتر از آن را به حسب طبع طلب مىكند ، همين طلب طبيعى بهترين دليل و بهترين گواه است بر اين كه انسان براى هدف بزرگترى خلق شده و طالب كمال مطلق است كه

--> 1 - گلستان سعدى