الشيخ المنتظري
105
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
آخرت مصرف كرده اند - مثلا با ثروت دنيا به داد بينوايان برسند و با رياستى كه به دست آورده اند حقوق مظلومين را احيا كنند - روز قيامت بر همان اعمال نيك خود وارد مىشوند و از آن بهره مند مىگردند ; در قرآن شريف آمده است : ( و ما تقدّموا لانفسكم من خير تجدوه عند الله ) ( 1 ) هر نيكى و كار خوبى را كه براى خود پيش بفرستيد پاداش نيكو نزد خدا خواهيد يافت ; و در آيه ديگر فرموده است : ( فمن يعمل مثقال ذرّة خيراً يره ) ( 2 ) كسى كه به اندازه سر سوزنى كار نيك انجام دهد در قيامت مىبيند . اينجا هم حضرت امير ( عليه السلام ) فرموده اند : آن مقدار از اموال دنيا را كه براى غير دنيا يعنى براى آخرت بگيرند وارد بر آن مىشوند « و اقاموا فيه » و در آن اقامت مىكنند ، انسانهاى نيكوكار در قيامت در بهشت اقامت مىكنند و آن بهشت تجسّم اعمال نيك آنهاست . دنيا در نظر خردمندان « فَاِنَّهَا عِنْدَ ذَوِى الْعُقُولِ كَفَىْءِ الظِّلِّ ، بَيْنَا تَرَاهُ سَابِغاً حَتَّى قَلَصَ ، وَزَائِداً حَتَّى نَقَصَ » ( زيرا دنيا نزد خردمندان مانند برگشتن سايه است ، همين كه آن را گسترده بينى جمع شود ، و چون آن را زياد بينى كم شود . ) « فىء » از مادّه « فاء يفىء » به معناى « رجع » يعنى برگشتن است ، سايه قبل از ظهر سايه است ، سايه بعد از ظهر هم سايه است ، با اين فرق كه سايه بعد از ظهر برگشت سايه قبل از ظهر است . « سابغاً » به معناى كثير و ممتد است ، « فىء سابغ » يعنى سايه برگشته كه همه زمين را فراگرفته است ، « حتّى قلص » تا اين كه تمام شود و شب فرارسد . « زائداً » از مادّه « زاد » به معناى زياده ، و « نقص » از « نقصان » به معناى كمى است .
--> 1 - سوره بقره ، آيه 110 2 - سوره زلزال ، آيه 7