الشيخ المنتظري

99

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

خفه مى كنند و حق از بين مى رود ، اينجا ديگر قيام عاقلانه نخواهد بود . خلافت از ديدگاه حضرت على ( عليه السلام ) « هَذَا مَاءٌ آجِنٌ ، وَلُقْمَةٌ يَغُصُّ بِهَا آكِلُهَا » ( اين خلافت آبى است آلوده ، و لقمه اى است كه به وسيله آن انسان گلوگير مىشود . ) « آجن » آب آلوده است . « غَصَّ » يعنى لقمه در گلو گير كرد . اين كلام طبق نقل مرحوم سيّد رضىّ جمله كاملى است ; ولى بر حسب بعضى نقلها « هذا » در كلام نيست و « ماء آجن » مبتداست ، مطابق نقل ابن جوزى كلام حضرت امير ( عليه السلام ) اين گونه است : « ماء آجن و لقمة يغصّ بها آكلها أجدر بالعاقل من لقمة تحشى بزنبور ، و من شربة تلذّ بها شاربها مع ترك النّظر فى عواقب الامور » ( 1 ) آب آلوده و لقمه اى كه به وسيله آن انسان گلوگير شود بهتر است براى آدم عاقل از لقمه اى كه پر از زنبور باشد ، و از شربتى كه انسان لحظه اى از آن لذّت ببرد اما عواقب امور و عاقبت كار را نديده باشد . مطابق نقل سيّد رضىّ حضرت مى فرمايند : اين خلافتى كه به من پيشنهاد مى كنيد خيال نكنيد كه من عاشق خلافت هستم . خلافت و رياست براى آنهايى كه مى خواهند از آن كاخ فراهم كنند ، زندگى مرفّه و خوشى فراهم كنند ، خوشى است ; اما براى حضرت على ( عليه السلام ) كه يك انسان مسئول و متعهد است ، خلافت يك وظيفه و مسئوليت است ، براى حضرت على ( عليه السلام ) خلافت آلوده به زحمت ها و مشقت ها و كدورت هاست ، لقمه چربى نيست بلكه لقمه اى است گلوگير ، و بارى است سنگين . مطابق نقل ابن جوزى حضرت مى خواهد بفرمايد : خلافت هرچند آبى است آلوده و لقمه اى است گلوگير ، ولى باز هم آب آلوده و لقمه گلوگير بهتر از لقمه اى است كه پر از زنبور باشد كه اصلاً قابل استفاده نيست .

--> 1 - منهاج البراعة ، ج 3 ، ص 141 ; و تذكرة الخواص ابن جوزى ، ص 128