الشيخ المنتظري
97
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
« وَعَرِّجُوا عَنْ طَرِيقِ الْمُنَافَرَةِ ، وَضَعُوا تِيجَانَ الْمُفَاخَرَةِ » ( و عدول كنيد و كنار برويد از راه اين افتخارات غلط ، و تاجهاى فخر و مباهات را زمين بگذاريد . ) « عرّجوا » يعنى تمايل پيدا كنيد ، برگرديد . « منافرة » همان « مفاخرة » است منتها مفاخره اى كه اين قبيله از آن قبيله جدا بشود ، بالاخره وقتى مباهات در كار آمد اتحاد و وحدت ديگر در كار نيست . « ضعوا » فعل امر حاضر است از « وضع يضع » به معناى نهادن . « تيجان » جمع « تاج » است ; چون تاج بهترين وسيله افتخار بوده و هر كسى تخت و تاج داشته از همه جلوتر بوده ، اينجا حضرت مى فرمايد : از راه افتخارات غلطى كه منشأ تكبّر است دور شويد و تاجهايى را كه وسيله افتخار شماست زمين بگذاريد . خلاصه اين كه چيزهايى را كه وسيله شخصيت و بزرگوارى مى دانيد دور بريزيد ، اينها وسيله شخصيت و افتخار نيست بلكه سبب اختلاف كلمه و جنگ و ستيز مىشود . ضرورت مآل انديشى در كارهاى مهم و پيروى از عقل و منطق « أَفْلَحَ مَنْ نَهَضَ بِجَنَاح » ( رستگار و پيروز كسى است كه به وسيله بال پرواز كند . ) در اينجا حضرت درسى به ما مىدهد كه انسان در مسير زندگى هيچ وقت نبايد احساسات را حاكم بر عقل قرار دهد ، بلكه بايد عقل و منطق را حاكم قرار بدهد . يكى از مشكلات ما در همين انقلاب اين است كه بعضى بچه هايى كه پاك هم هستند ، نيّت پاك هم دارند ، اما يك احساسات آنى برايشان پيدا مىشود ، دنبال اين احساسات مى روند ، مشكلى بهوجود مى آيد ، آن وقت عقلاى قوم بايد بنشينند مشكل را حل كنند . انسان بايد هميشه مآل انديش باشد ، بخصوص اگر مى خواهد به كار بزرگى