الشيخ المنتظري
95
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
حضرت على ( عليه السلام ) خلافت را براى خودش نمى خواست ، بلكه براى اسلام مى خواست . هدف بزرگ على اسلام و پيشرفت اسلام بود ; روى اين اصل وقتى كه تشخيص داد اگر جنگ داخلى بشود به طور كلّى اساس اسلام از بين مى رود ، به خاطر اسلام ، به خاطر اين مصلحت عمومى دست از حق خود برداشت و از خلافت صرف نظر كرد . البتّه اگر حضرت على ( عليه السلام ) خلافت را به دست مى گرفت چه بسا اسلام بهتر از اين پيش مى رفت ، اما در اين شرايط مخالفت حضرت على ( عليه السلام ) موجب جنگ داخلى و بهره بردارى دشمنان اسلام مى شد ، لذا وقتى ابوسفيان و عبّاس براى بيعت آمدند حضرت دست رد به سينه ابوسفيان زد و اين خواسته ابوسفيان را فتنه خواند . حضرت فرمود : « أَيُّهَا النَّاسُ شُقُّوا اَمْوَاجَ الْفِتَنِ بِسُفُنِ النَّجَاةِ » ( اى مردم امواج فتنه ها را به وسيله كشتى هاى نجات بشكافيد . ) « سُفُن » جمع « سفينة » به معناى كشتى است . از اين كه حضرت مى فرمايند « ايّها النّاس » معلوم مىشود كه ابوسفيان و عبّاس تنها نبودند و جمعيتى را به همراه خود داشتند . حضرت فتنه ها را به درياى متلاطم موّاج تشبيه كرده اند ، فتنه « مشبّه » است و دريا « مشبّه به » ، اين را « استعاره بالكناية » مى گويند ، سپس بعضى از لوازم « مشبّه به » را براى « مشبّه » ثابت مىكند ، امواج و كشتى نجات كه از لوازم درياست براى فتنه اثبات شده است ، اين را اصطلاحاً ترشيح مى گويند ; و اين كه حضرت تعبير به شكافتن مىكند از باب اين است كه كشتى در دريا امواج را مى شكافد . در واقع سكوت حضرت على ( عليه السلام ) در اوضاع متلاطم آن زمان حكم كشتى را دارد كه به وسيله آن از فتنه ها نجات پيدا كند ، زيرا اگر حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) در مقابل آنها ايستادگى مى كرد اساس اسلام در معرض خطر قرار مى گرفت .