الشيخ المنتظري
89
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
مقصود اين است كه وقتى مى خواهى رهبر براى خودت انتخاب كنى ، رهبرى انتخاب كن كه اعلم و داناتر باشد ، باهوشتر و زيركتر و بصير باشد ; عقل به انسان مى گويد بايد دنبال كسى رفت كه عاقل تر باشد و از همه بالاتر باشد ، نه به دنبال كسى كه خودش احتياج به عصاكش دارد كه او را راهنمايى كند . حضرت موسى ( عليه السلام ) و ترس از شكست در هدف « لَمْ يُوجِسْ مُوسَى ( عليه السلام ) خِيفَةً عَلَى نَفْسِهِ ، أَشْفَقَ مِنْ غَلَبَةِ الْجُهَّالِ وَدُوَلَ الضَّلاَلِ » ( حضرت موسى ( عليه السلام ) در مقابل سحرسازان براى خودش احساس ترس نكرد ، ترس او از پيروزى ساحران و گمراهى نادانان بود . ) قرآن در داستان حضرت موسى بعد از آن كه ساحران عصاها و طنابهاى خود را انداختند و آنها به حركت در آمدند نقل مىكند : ( فأوجس فى نفسه خيفة موسى ) ( 1 ) حضرت موسى در دل خودش احساس ترسى كرد . حضرت على ( عليه السلام ) در تفسير اين آيه كلام بسيار جالبى دارند ، مى فرمايند : ترس حضرت موسى ترس شخصى نبود كه از جنبش و حركت آن عصاها و طنابها ترسيده باشد ، بلكه ترس حضرت موسى از اين بود كه كار ساحران موجب شك و ترديد حاضران بشود و خيال كنند كه اين ساحرانِ فرعون داراى مقام و عظمتى هستند ، و حضرت موسى در مأموريتى كه از جانب خدا داشت براى نجات بنى اسرائيل شكست بخورد . حضرت على اين داستان را ذكر مىكند تا بفرمايد : من هم اگر ترس و وحشتى دارم براى شخص خودم نيست بلكه براى مسلمين است ، ناراحتى من از آن است كه مى بينم مسلمانان در مسير باطل مى افتند . « اَلْيَوْمَ تَوَاقَفْنَا عَلَى سَبِيلِ الْحَقِّ وَالْبَاطِلِ » ( امروز ايستاده ايم بر سر راه حق و باطل . )
--> 1 - سوره طه ، آيه 67