الشيخ المنتظري

86

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

( اهدنا الصّراط المستقيم ) خدايا راه راست را به ما بنما ، راه حق خط مستقيم است و خط مستقيم هم يكى بيشتر نيست ، اما راههاى باطل و گمراهى زياد است . اگر ما خواسته باشيم بين دو نقطه خط مستقيمى وصل كنيم ، فقط يك خط مى توانيم وصل كنيم و آن هم كوتاهترين راه است ، اما خط انحرافى هرچه بخواهى مىشود درست كرد ; باطل همانند خطوط انحرافى زياد است ، و حق مثل خط مستقيم است كه يكى بيشتر فرض ندارد . عبداللّه بن مسعود كه يكى از صحابه پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) است مى گويد : « خطّ لنا رسول ( صلى الله عليه وآله و سلم ) خطاً و قال : هذا صراط اللّه ثمّ خطّ خطوطاً عن يمينه و شماله و قال : هذه سبل و على كلّ سبيل منها شيطان يدعون النّاس اليها ثمّ تلا قوله تعالى : ( و أنّ هذا صراطى مستقيماً فاتّبعوه و لاتتّبعوا السّبل فتفرّق بكم عن سبيله ) » ( 1 ) روزى پيامبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) براى ما يك خطى كشيد و فرمود : اين راه خداست ، بعد خطهاى ديگرى از طرف راست و چپ كشيد و فرمود : اينها راههاى ديگرى است كه بر سر هر كدام شيطانى است كه مردم را به سوى آن مى خواند ، بعد حضرت اين آيه را تلاوت كرد كه مى فرمايد : اين است راه من كه مستقيم است و اين راه را پيروى كنيد و از راههاى ديگر پيروى نكنيد كه شما را از راه حق منحرف مىكند . البتّه آن كس كه باطل است نمى گويد من باطل هستم ، بعضى از آنها شعارشان اسلام راستين است و مى گويند اين است راهى كه مصلحت خلق در آن است . حرفهايشان ظاهر خوبى دارد اما خط باطل است . بنابراين آنچه مهم است اين است كه انسان از بين خطوط مختلف راه حق را پيدا كند ، و اين امر احتياج به دليل و راهنما دارد ، و لذا حضرت على ( عليه السلام ) فرمود : من بر سر راه حق ايستاده ام تا شما را بر آن راهنمايى كنم و از خطوط انحرافى باز دارم .

--> 1 - سوره انعام ، آيه 153 ; و روايت را مرحوم خوئى در منهاج البراعة ، ج 3 ، ص 131 نقل كرده است .