الشيخ المنتظري
84
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
شما گول خورديد و خيال كرديد من يك آدمى هستم كه هيچ نمى فهمم . اين در دنياى امروز هم هست ; بعضى افراد آدمهاى بابصيرت واقع بين هستند و مسائل سياسى را مى فهمند و همه كار مى توانند بكنند اما چون دين دارند و دين مانع از انجام بعضى كارها مىشود ، مردم حقّه باز دنيا چون حقّه بازى دارند خيال مى كنند اين آدم ساده و نادان است و كار از او برنمى آيد ، غافل از اين كه اين قدر كه آنها مسائل دنيايى را مى فهمند اين آدم متديّن هم مى فهمد اما دين مانع اوست از اين كه دست به كارهايى بزند ، ولى آن آدم حقّه باز چون دين ندارد همه كار مىكند براى اين كه به هدفش برسد . حضرت مى فرمايد : من يك آدم قوى هستم ، آدم شجاعى هستم ، همه كار از من برمى آيد ، عواقب كار را مى فهميدم ، از شما شناسايى كامل داشتم ، همه اينها را مى دانستم ، اما چون دين داشتم دين مانع از اين بود كه نسبت به شما تندروى كنم ، شما خيال مى كرديد كه من اصلاً قضايا را نمى فهمم ، حقّه مى زديد و خيال مى كرديد من نمى فهمم و فريب خورده ام . « وَبَصَّرَنِيكُم صِدْقُ النِّيَّةِ » ( و آن نيّت پاكى كه من داشتم مرا نسبت به شما بينا كرده بود . ) يكى از امتيازات مؤمن اين است كه نور ايمان بينايى عجيبى به او مىدهد كه مىتواند اشخاص خوب را بشناسد ، روحيه اشخاص را تشخيص بدهد ، واقع بينى پيدا مىكند ، قرآن مى فرمايد : ( ان تتّقوا اللّه يجعل لكم فرقاناً ) ( 1 ) اگر تقواى خدايى داشته باشيد خدا براى شما وسيله تشخيص حق از باطل قرار مىدهد . از بركات و ثمرات تقوى اين است كه براى انسان بصيرتى پيدا مىشود كه حق را از باطل تشخيص مىدهد . حضرت هم مى فرمايد : شما آمديد و گفتيد مى خواهيم براى عمره به مكه برويم و تجديد بيعت كرديد ، و خيال كرديد كه مرا فريب داديد و
--> 1 - سوره انفال ، آيه 29