الشيخ المنتظري
67
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
اين كارها براى اين بود كه حضرت اين معنا را بفهماند كه خليفه مسلمانها نبايد از مردم جدا باشد ، بلكه بايد در جامعه بيايد و اهل تواضع باشد و با مردم فقير و طبقه سه در تماس باشد . همچنين مرحوم خوئى در شرح نهج البلاغه از مجمع البيان نقل مىكند كه حضرت على ( عليه السلام ) فرمود : « إن الرّجل ليعجبه شراك نعله فيدخل فى هذه الآية » كسى كه بند كفشش او را به عُجب اندازد داخل در اين آيه خواهد بود ، بعد از مرحوم طبرسى در مجمع البيان نقل مىكند كه در توضيح اين روايت مى گويد : « يعنى ان من تكبّر على غيره به لباس يعجبه فهو ممن يريد علوّاً فى الارض » ( 1 ) كسى كه بر غير خودش تكبّر كند به واسطه لباسى كه از آن لباس خوشش آمده ، از كسانى خواهد بود كه اراده علوّ در زمين دارند . انسان نبايد نسبت به خودش ، نسبت به لباسش ، نسبت به زندگى و نسبت به مقامش عجب داشته باشد ، و تصور كند كه من يك كسى هستم . مقام و لباس و خانه كذايى و ماشين چنانى نبايد سبب اعجاب و خودپسندى او شود . حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) آيه را بر همه اين موارد تطبيق مى كرده است . خليفه مسلمين بايد در ميان جامعه بيايد و هم سطح آنها باشد ; براى اين كه حضرت اميرالمؤمنين خلافت را يك مقام والايى كه خليفه را از مردم جدا كند نمى داند ، خلافت را مسئوليتى مىداند كه به عهده آن حضرت آمده كه هرچه آن مسئوليت را بهتر انجام دهد پاداش بيشترى خواهد داشت ، لذا به اشعث بن قيس استاندار خودش در آذربايجان مى نويسد : « انّ عملك ليس لك بطعمة و لكنّه فى عنقك أمانة » ( 2 ) اين مقام براى تو طعمه نيست بلكه بر عهده تو امانتى است ; اگر اين امانت را خوب حفظ كردى البتّه مقام دارى .
--> 1 - مجمع البيان ، ج 7 ، ص 269 ; و منهاج البراعة ، ج 3 ، ص 107 2 - نهج البلاغه عبده ، نامه پنجم