الشيخ المنتظري
636
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
دعاى حضرت هنگام رفتن به شام « اَللَّهُمَّ اِنِّى اَعُوذُ بِكَ مِنْ وَعْثَاءِ السَّفَرِ ، وَكَآبَةِ الْمُنْقَلَبِ ، وَسُوءِ الْمَنْظَرِ فِى الْأَهْلِ وَالْمَالِ » ( بار خدايا از مشقّت سفر ، و اندوه وقت بازگشت ، و بدى نگاه در اهل و مال به تو پناه مى برم . ) همان طورى كه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) خبر داده بودند على ( عليه السلام ) مى دانستند كه پس از به قدرت رسيدن ، با ناكثين و قاسطين و مارقين درگير مى شوند و جنگ مى كنند ، اينك در جنگ با ناكثين به پيروزى رسيده بودند و آماده سفرِ شام و شركت در جنگ با قاسطين هستند ، براى اوّلين لحظه اى كه پا در ركاب مى كنند خداى خود را مورد توجّه قرار داده و عرضه مى دارند : « اللّهمّ انّى اعوذ بك من وعثاء السّفر » خدايا من از مشقّت سفر به تو پناه مى برم . « وَعْث » به حسب اصل لغت به معناى خاكهاى بسيار نرمى ( پودر ) است كه در راهها بوده كه در غير وقت بارانى عابرين در آن فرو مى رفته و راه رفتن در آن مشقّت داشته ، در وقت باران هم همان خاكها به صورت دوغابه درمى آمده و از اين جهت نيز براى عابرين يك نوع مشقّت ديگر داشته است ، كه به هرحال عابر و مسافر را به مشقّت مى انداخته است ، امّا در محاورات اين كلمه را كنايه از مطلق مشقّت سفر مى آورند ; خدايا من از مشقّت سفر به تو پناه مى برم ، گرچه آن خاكهاى نرم و آن گل و شُل ها نباشد ولى به هرحال سفر مخصوصاً سفرى كه انسان براى جنگ و جبهه مى رود داراى مشقّت و سختى است . « و كآبة المنقلب » ، « منقلب » اگر اسم زمان باشد به معناى « هنگام برگشتن » و اگر مصدر ميمى باشد به معناى « برگشتن » است . « كآبة » را عرب در موارد غصّه و گرفتارى استعمال مىكند ، يعنى غصّه و گرفتاريها ; يعنى خدايا من از گرفتاريهاى هنگام بازگشت به تو پناه مى برم ، « كآبة المنقلب » يعنى غم و غصّه هنگام برگشتن ;